نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ - در حسرت بی پولی گوید عبید زاکانی

عبید زاکانی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای اقچه گرد روی کانی

ای بی تو حرام زندگانی

ای راحت جان و قوت دل

ای مایهٔ عیش و کامرانی

تا کی باشد عبید بی تو

تن داده به عجز و ناتوانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به احساس عمیق وابستگی و عشق شاعر به محبوب اشاره دارد. شاعر از محبوب خود به عنوان منبع زندگی، راحتی و خوشبختی یاد می‌کند و بیان می‌کند که بدون او زندگی برایش حرام است. همچنین، ناتوانی و بی‌کسی خود را در نبود او ابراز می‌کند.