نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - غزل عبید زاکانی

عبید زاکانی / عشاق‌نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز سوز عشق من جانت بسوزد

همه پیدا و پنهانت بسوزد

ز آه سرد و سوز دل حذر کن

که اینت بفسرد وانت بسوزد

مبر نیرنگ و دستان پیش آن کو

به صد نیرنگ و دستانت بسوزد

به دست خویشتن شمعی میفروز

که هر ساعت شبستانت بسوزد

چه داری آتشی در زیر دامان

کز آن آتش گریبانت بسوزد

دل اندر وصل من بستی و ترسم

که ناگه تاب هجرانت بسوزد

ندارد سودت آن گاهی که گوئی

عبید آن نامسلمانت بسوزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به سوز و گداز عشق اشاره دارد و هشدار می‌دهد که عشق می‌تواند به شدت جان آدمی را بسوزاند. سخن از درد و اندوه جدایی و عشق ناپایدار است که می‌تواند به طرز ناگهانی جان را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر با بیان اینکه نیرنگ‌ها و فریب‌ها ممکن است به آسیب بیشتری منجر شود، به این نکته تأکید می‌کند که نباید خود را قربانی آتش عشق کرد، زیرا این آتش می‌تواند هر لحظه و به طور ناگهانی دامن انسان را بسوزاند. در نهایت، اشاره به خطرات عشق و جدایی و تأثیر منفی آن بر روح و جان آدمی می‌شود.