بخش ۱۰ - پیغام رسانیدن قاصد عبید زاکانی
عبید زاکانی / عشاقنامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ضمیر پاک آن مرغ سخن ساز
چو این افسانه کردم پیشش آغاز
شد از حال دل پر دردم آگاه
چو آتش گشت و شد با باد همراه
به خلوتگاه آن آرام جان رفت
باستادی ز هر چشمی نهان رفت
باو از هر دری افسانه میگفت
حکایت خوب و استادانه میگفت
ز من هر دم غمی تقریر میکرد
ز دریائی نمی تقریر میکرد
چو رمزی زین حکایت یاد کردی
سمنبر زان سخن فریاد کردی
بصنعت زین سخن دوری نمودی
بدو آئین مستوری نمودی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف مرغان سخنساز میپردازد. ضمیر پاک این مرغ میداند که دل شاعر پر از درد و اندوه است. این مرغ در خلوتی آرام به بیان افسانهها و حکایات میپردازد و از دل شاعر غمها را روایت میکند. همچنین، او به رمزها و معانی عمیق در سخن اشاره میکند و از این طریق، به بحث در مورد هنر و مستوری میپردازد. در نهایت، شاعر بر اهمیت و زیبایی این سخنوری و حکایتگویی تاکید میکند.