بخش ۲ - در وصف معشوق عبید زاکانی
عبید زاکانی / عشاقنامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بتی فرخ رخی فرخنده رائی
به شهرستان خوبی پادشاهی
میان نازنینان نازنینی
ز شیرینیش شیرین خوشه چینی
رخش گلبرگ خوبی ساز کرده
قدش بر سرو رعنا ناز کرده
گرفته سنبلش بر گل وطن گاه
سهیل آویخته از گوشهٔ ماه
بهار لطف را نازنده سروی
به باغ دلبری رعنا تذروی
ز عنبر راه را پیرایه کرده
گلش را چتر سنبل سایه کرده
نهان در عقد لؤلؤ درج یاقوت
حدیث شکرینش روح را قوت
دو چشمش چون دو جادوی فسونکار
دو زلفش کاروان مشگ تاتار
دهانش در حقیقت کمتر از هیچ
سر زلفین جعدش پیچ در پیچ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و ویژگیهای خاص بتی به نام فرخ رخی است که در شهر خوبی زندگی میکند. او وصفی دلنشین و دلربا دارد و نسبت به دیگران نازنینی خاص است. زیباییاش به مانند گل و سنبل توصیف شده و قدش به سروهای بلند میماند. چشمانش جذاب و مجذوبکنندهاند و زلفهایش مانند کاروانی از مشگ هستند. در کل، این شعر تصویر روشنی از زیبایی و دلربایی او را به نمایش میگذارد.