نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۹ عمان سامانی

عمان سامانی / گنجینة الاسرار / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در بیان توصیه‌ی آن سرحلقه‌ی اهل نیاز، به کتمان سرّ و نهفتن راز.

سری اندر گوش هر یک، باز گفت

باز گفت این راز را باید نهفت

با مخالف، پرده دیگرگون زنید

با منافق، نعل را وارون زنید

خوش ببینید از یسار و از یمین

ز آنکه دزدانند، ما را در کمین

بی خبر، زین ره نگردد تا خبر

ای رفیقان، پا نهید آهسته‌تر

پای ما را، نی اثر باشد نه جای

هر که نقش پای دارد، گو میای

کس مبادا ره بدین مستی برد

پی بدین مطلب، به تردستی برد

در کف نامحرم افتد، راز ما

بشنود گوش خران، آواز ما

راز عارف، در لب عام اوفتد

طشت اهل معنی از بام اوفتد

عارفان را قصه با عامی کشد

کار اهل دل به بدنامی کشد

این وصیت کرد با اصحاب خویش

تا به کلی پرده برگیرد ز پیش

گفتشان کای سرخوشان می‌پرست

خورده می؛ از جام ساقی الست

اینک آن ساغر به کف ساقی منم

جمله اشیا فانی و، باقی منم

در فنای من شما هم باقی‌یید

مژده ای مستان که مست ساقی‌یید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، یک عارف به پیروان خود توصیه می‌کند که رازهای معنوی و عارفانه را مخفی نگه دارند. او به آن‌ها می‌گوید که با دشمنان و منافقان به احتیاط رفتار کنند و نباید به راحتی اسرار را فاش کنند. او هشدار می‌دهد که رازها ممکن است به گوش ناآگاهان برسد و عواقب بدی داشته باشد. در نهایت، او این نکته را بیان می‌کند که در حقیقت، همه اشیاء فانی هستند و آنچه باقی می‌ماند، حقیقت وجودی عارفان است. او تأکید می‌کند که باید از حالت مستی معنوی بهره‌مند شوند و به عمق این حقیقت پی ببرند.