نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲ عمان سامانی

عمان سامانی / گنجینة الاسرار / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در ازدیاد وجد و اشتداد شوق بر مشرب اهل عرفان و ذوق و اشارت به مراتب عالیه‌ی زبده و برگزیده‌ی ناس حضرت ابوالفضل العباس سلام اللّه علیه بر سبیل اجمال گوید:

باز لیلی زد به گیسو شانه را

سلسله جنبان شد این دیوانه را

سنگ بر دارید ای فرزانگان

ای هجوم آرنده بر دیوانگان

از چه بر دیوانه‌تان، آهنگ نیست

او مهیا شد، شما را سنگ نیست

عقل را با عشق، تاب جنگ کو؟

اندرین جا سنگ باید، سنگ کو؟

باز دل افراشت از مستی علم

شد سپهدار علم، جف القلم

گشته با شور حسینی، نغمه گر

کسوت عباسیان کرده به بر

جانب اصحاب، تازان با خروش

مشکی از آب حقیقت پر، به دوش

کرده از شط یقین، آن مشک پر

مست و عطشان همچو آب آورشتر

تشنه‌ی آبش، حریفان سر بسر

خود ز مجموع حریفان، تشنه‌تر

چرخ زاستسقای آبش در طپش

برده او بر چرخ بانگ العطش

ای ز شط سوی محیط آورده آب

آب خود را ریختی، واپس شتاب

آب آری سوی بحر موج خیز!

بیش ازین آبت مریز آبت بریز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف ویژگی‌های حضرت ابوالفضل العباس (علیه‌السلام) و عشق و شور عرفانی اطراف او می‌پردازد. شاعر با شعفی خاص به ستایش ابوالفضل به عنوان نماد وفاداری و علم می‌پردازد و به تشنگی او برای حقیقت و علم اشاره می‌کند. او به فرزانگان توصیه می‌کند که به دیوانگان عشق نگاهی بیندازند و به این موضوع بپردازند که عشق و عقل در این مسیر به هم پیوند می‌خورند. همچنین به تشنگی و عطش ابوالفضل برای حقیقت اشاره شده که او را به سوی عمل و علم سوق می‌دهد. در نهایت، شاعر از قدردانی از ابوالفضل سخن می‌گوید و به این نکته تأکید می‌کند که هر چه به او نزدیک‌تر شویم، باید بیشتر از این معرفت و حقیقت را بنوشیم.