بخش ۴ عمان سامانی
عمان سامانی / گنجینة الاسرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
در بیان اینکه هر رازی را پرده داری انبازاست و هر سری را غیرتی غیر پرداز، از آنجاست که گوید:
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینۀ نامحرم زد (حافظ)
و در استشفاء عارف به اکتاب معارف به لسان اهل ذوق گوید:
بخش 2
ساقیا لبریز کن ساغر ز می
انتظار بادهخواران تا به کی
تازه مست جورکش را دور کن
می به ساغر تا به خط جور کن
می به شط بصره و بغداد ده
نی به خط بصره و بغداد ده
شط می را جز شناور بط نیم
از حریفان فرودین خط نیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان اسرار و رازها اشاره میکند و میگوید که هر رازی با پردهداری و غیرتی خاص محافظت میشود. او از زبان یکی از عارفان میگوید که خواسته است به تماشاگه راز بیاید، اما دست غیب بر سینه نامحرم میزند. همچنین شاعر از ساقی میخواهد که جام را پر از می کند و افسوسخوران را دور کند. او انتظار میکشد تا بادهخواران بیایند و میطلبد که از جغرافیای خاصی صحبت نکند و بر روی باده و مستی تأکید دارد. به طور کلی، شعر به اهمیت راز و رموز و نیز لذت از خوشی و میپردازد.