قصاید — عنصری
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۴ - در مدح یمین الدوله محمود غزنوی — گفتم متاب زلف و مرا ای پسر متاب
- شمارهٔ ۲ - در مدح امیر نصر بن سبکتگین — چنان باشد بر او عاشق جمالا
- شمارهٔ ۵ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — شهریار دادگستر خسرو مالکرقاب
- شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود — دل مرا عجب آید همی ز کار هوا
- شمارهٔ ۷ - در مدح ابوالمظفر نصر بن سبکتگین — بت که بتگر کندش دلبر نیست
- شمارهٔ ۸ - در مدح امیر نصر بن ناصر الدین سبکتگین گوید — سده جشن ملوک نامدارست
- شمارهٔ ۳ - در مدح امیر نصر بن ناصر الدین سبکتگین — هر سؤالی کز آن لب سیراب
- شمارهٔ ۶ - در مدح شاه ناصر الدین بوالمظفر — عنبر است آن حلقه گشته زلف او یا چنبر است
- شمارهٔ ۱۱ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوبد — ماه رخسارش همی در غالیه پنهان شود
- شمارهٔ ۱۶ - نیز در مدح امیر نصر بن ناصر الدین — پدید آرد آن سرو بیجاده بر
- شمارهٔ ۹ - در مدح یمین الدوله محمود غزنوی — باد نورزی همی در بوستان بتگر شود
- شمارهٔ ۱۲ - در مدح سلطان محمود — نگر به لاله و طبع بهار رنگ پذیر
- شمارهٔ ۱۳ - در مدح سلطان محمود غزنوی — منقش عالمی فردوس کردار
- شمارهٔ ۱۰ - در مدح سلطان محمود — تا همی جولان زلفش گرد لالستان بود
- شمارهٔ ۱۵ - در مدح امیر نصر بن ناصر الدین سبکتگین — غنودستند بر ماه منور
- شمارهٔ ۱۴ - در مدح سلطان محمود غزنوی — چه چیزست رخساره و زلف دلبر
- شمارهٔ ۱۷ — نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
- شمارهٔ ۲۲ - ایضاً در مدح سلطان فرماید — چنین نماید شمشیر خسروان آثار
- شمارهٔ ۱۹ - در مدح امیر نصر بن ناصر الدین سبکتگین — ای پری روی آدمی پیکر
- شمارهٔ ۲۰ - در مدح سلطان محمود غزنوی — اگر به تیر مه از جامه بیش باید تیر
- شمارهٔ ۱۸ - در مدح امیر نصر بن سبکتگین — رامش افزای باد و نیک اختر
- شمارهٔ ۲۴ - در مدح سلطان محمود غزنوی — جمال لفظ فزای و کمال معنی گیر
- شمارهٔ ۲۱ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید — بدان ماند که یزدان گرو گر
- شمارهٔ ۲۳ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن سبکتکین — چگونه برخورم از وصل آن بت دلبر
- شمارهٔ ۲۸ - در مدح سلطان محمود — ز عشق خویش مگر زلف آن پری رخسار
- شمارهٔ ۲۷ - ایضاً در مدح سلطان محمود — اگر چه کار خرد عبرت است سرتاسر
- شمارهٔ ۲۹ - ایضاً در مدح سلطان محمود — عارضش را جامه پوشیدست نیکویی و فر
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح سلطان محمود غزنوی — گر نه مشکست از چه معنی شد سر زلفین یار
- شمارهٔ ۳۱ - در مدح امیر نصر بن ناصر الدین سبکتگین گوید — گه آن آراسته زلفش زره گردد گهی چنبر
- شمارهٔ ۲۵ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی — به از عید نشناسم از روزگار
- شمارهٔ ۲۶ - در مدح سلطان محمود غزنوی — مراد عالم و شاه زمین و گنج هنر
- شمارهٔ ۳۰ - در صفت عمارت و باغ خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی گوید — بهار زینت باغی نه باغ بلکه بهار
- شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار
- شمارهٔ ۳۵ - در صفت اسب و مدح سلطان غزنوی گوید — چهار پایی کش پیکر از هنر هموار
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح ابوالمظفر نصر بن ناصرالدین — نوروز فراز آمد و عیدش باثر بر
- شمارهٔ ۳۸ - در مدح ابو جعفر محمد بن ابی الفضل — هزار گونه زره بست زلف آن دلبر
- شمارهٔ ۴۰ - در مدح امیر نصر بن ناصرالدین سبکتگین — گر از عشقش دلم باشد همیشه زیر بار اندر
- شمارهٔ ۳۹ - در مدح محمد بن ابراهیم طائی — نه خفته ست آن سیه چشم و نه بیدار
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح خواجه ابوالحسن — اتفاق افتاد پنداری مرا با زلف یار
- شمارهٔ ۳۴ - در مدح سلطان محمود غزنوی — ایا شنیده هنرهای خسروان به خبر
- شمارهٔ ۴۸ - در مدح سلطان محمود غزنوی — آن زلف سرافکنده بر آن عارض خرّم
- شمارهٔ ۴۱ - در مدح امیر نصر بن ناصرالدین — نگاری که بد طیلسان پرنیانش
- شمارهٔ ۴۷ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی — امید نیکی و تاج ملوک و صدر کرام
- شمارهٔ ۴۲ - در مدح سلطان محمود غزنوی — مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال
- شمارهٔ ۴۶ - در مدح سلطان محمود — نوروز بزرگ آمد آرایش عالم
- شمارهٔ ۴۵ - قصیدهٔ ثانی غضایری که در جواب عنصری گفته است — پیام داد بمن بنده دوش باد شمال
- شمارهٔ ۴۳ - قصیدهٔ ذیل متعلق به غضائری است که عنصری در قصیدهٔ خود که بدنبال خواهد آمد بانتقاد و خرده گیری از آن پرداخته است — اگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال
- شمارهٔ ۴۴ - در مدح سلطان محمود و انتقاد از قصیدهٔ غضائری — خدایگان خراسان و آفتاب کمال
- شمارهٔ ۵۱ — آمد ای شاه دوش ناگاهان
- شمارهٔ ۵۴ - در صفت بهار و مدح سلطان محمود — بخار دریا بر اورمزد و فروردین
- شمارهٔ ۵۵ - در مدح امیر ناصر بن ناصر الدین سبکتگین — فرو شکن تو مرا پشت و زلف بر مشکن
- شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان محمود فرماید — چو تن به جان و به دانش دل و به عقل روان
- شمارهٔ ۵۲ - در مدح سلطان محمود — توانگری و بزرگی و کام دل بجهان
- شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر نصر بن ناصرالدین سبکتگین — گل نوشکفته است و سرو روان
- شمارهٔ ۴۹ — دژم شدهست مرا جان از آن دو چشم دژم
- شمارهٔ ۵۰ — همیشه سر زلف آن سیمتن
- شمارهٔ ۵۸ - در مدح سلطان محمود غزنوی — گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان
- شمارهٔ ۶۱ - در مدح سلطان محمود غزنوی — خدایگان بزرگ آفتاب ملک زمن
- شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطان محمود غزنوی — بدان گردیست آن سیمین زنخدان
- شمارهٔ ۶۰ - در مدح سلطان محمود غزنوی — قویست دین محمد بآیت فرقان
- شمارهٔ ۵۷ - در مدح امیر نصر بن ناصرالدین سبکتیگن — همی روم بمراد و همی زیم به امان
- شمارهٔ ۵۹ - در مدح سلطان محمود غزنوی — چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان
- شمارهٔ ۶۲ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید — بفال نیک و بفرخنده روزگار ، جهان
- شمارهٔ ۶۴ - در مدح ابوالمظفر نصر بن ناصرالدین — لاله دارد توده توده ریخته بر پرنیان
- شمارهٔ ۷۰ - در مدح سلطان محمود غزنوی — ایا شکسته سر زلف ترک کاشغری
- شمارهٔ ۷۱ — شکفته شد گل از باد خزانی
- شمارهٔ ۶۶ - در مدح سلطان محمود — گل خندان خجل گردد بهاری
- شمارهٔ ۶۵ - در مدح سلطان محمود غزنوی — شه مشرق و شاه زابلستانی
- شمارهٔ ۷۲ - ایضاً در مدح سلطان محمود — چو جای داد بود پادشاه دادگری
- شمارهٔ ۶۹ - در مدح سلطان محمود غزنوی — ای جهان را دیدن تو فال مشتری
- شمارهٔ ۶۸ - در مدح سلطان محمود غزنوی — چو آفرید بتا روی تو ز دوده خدای
- شمارهٔ ۶۷ - در مدح خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی وزیر — ای شکسته زلف یار از بسکه تو دستان کنی