نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ عنصری

عنصری بلخی / قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر ماه مشک بینم و بر سنبل آفتاب

آنسال نه بحلقه و این سال نه بخواب

آنرا درنگ نی و همه سال با درنگ

وین را شتاب نی و همه سال با شتاب

آن ماه را ز عنبر سازد همی طلی

وین آفتاب را کند از غالیه خضاب

این بر بلور گونه و آن تیره چون شبه

آن گل بدست و بوی دهد خوشتر از گلاب

این گوژ گشته و شده زو گوژپشت من

وان مار گشته خفته و از من ربوده خواب

بفزود عشق و فتنه شدم من بهر دو بر

کان هر دو چیز فتنۀ صبرند و عشق ناب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف دو زیبایی می‌پردازد: ماه و آفتاب. او می‌گوید که ماه زیبا و ظریف است و آفتاب سرشار از شور و زندگی. او احساس می‌کند که این زیبایی‌ها هر سال با دقت و شتاب خاصی بر او تاثیر می‌گذارند. ماه به او حس لطافت و عشق می‌دهد در حالی که آفتاب شور و فتنه را به وجود می‌آورد. شاعر به این نتیجه می‌رسد که هر دو زیبایی باعث می‌شوند که صبر و عشق در دل او زنده شود و این عشق و طراوت سبب فتنه و دل‌مشغولی او می‌شود.