نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳ عنصری

عنصری بلخی / قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

سر زلف مشکین جانان من

مرا کشت و پیچید بر جان من

ایا ترک سیمین تن سنگدل

هویدا بتو راز پنهان من

دو ابرند زلف تو و چشم من

بعشق اندرون هر دو برهان من

ز مشکست بر سیم باران تو

ز خونست بر زرّ باران من

به فرمان من باش تا برخوری

ترا بد نیاید ز فرمان من

نگردم ز پیمان تو من بدل

مگردان تو دل را ز پیمان من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف زلف‌ها و چشمان معشوق می‌پردازد و می‌گوید که عشق او جانش را می‌کشد. او از معشوق می‌خواهد که به احساسات و رازهایش توجه کند و به او وفادار بماند. شاعر همچنین از تأثیر زیبایی‌های معشوق بر خودش صحبت می‌کند و نقل قول‌هایی از احساسات عاشقانه‌اش را بیان می‌کند. در نهایت، از معشوق می‌خواهد که در برابر وعده‌های عاشقانه‌اش بی‌تفاوت نباشد.