نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ عنصری

عنصری بلخی / قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر همیشه بشادیش خواهم ای عجبی

چرا همیشه بتیمار خواهدم هموار

خبر ندارد کاندر دلم اثر نکند

اگر جهان همه تیمار گردد از بن و بار

اگر بروید از آتش نبات ، گرد آید

بیک دل اندر هم مدح شاه و هم تیمار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که اگر همیشه در جستجوی شادی باشد، چطور ممکن است همواره به بیماری (تیمار) نیاز داشته باشد. او از این می‌گوید که اگرچه جهان می‌تواند دستخوش تغییرات شود، اما در دل او تأثیری نمی‌گذارد. در نهایت، او به این نکته می‌پردازد که اگر از آتش، گرد نبات به‌وجود بیاید، دل او همچنان هم به ستایش شاه و هم به تیمار مردم دل داده است.