نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ عنصری

عنصری بلخی / قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز بیقراری زلفش بمانده ای بعجب

نه او بطبع چنانست ازو شگفت مدار

چه از طپیدن دلها که اندر و بسته ست

چنان شدست که نتواند او گرفت قرار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت موی معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که این بیقراری و ناراحتی ناشی از زیبایی اوست. شاعر از خواننده می‌خواهد که از شگفتی بابت این حالت خودداری کند، زیرا این احساس ناشی از طپش دل‌هاست که در وجود او وجود دارد و او نمی‌تواند آرامش پیدا کند.