نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ - در منقبت علی علیه السلام عرفی

عرفی شیرازی / قصیده‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ

که نعل آینه رنگش ندیده رنگ درنگ

اگر بساحت میدان او در آید غم

وگر گشاده شود از هجوم غم دل تنگ

در این هوس که رود همعنان او نفسی

شبانه روز زند شاطر سپهر شلنگ

جهنده ای که بگاه جهندگی شاید

که جوهر تنش آید برون ز جامه تنگ

سبکروی که چنان بردود بزخمه تار

که نغمه لب نگشاید بعرصه آهنگ

اگر کنند مثل طی مساحت اضداد

ز طبع شهد بکامی رود بطبع شرنگ

وگر کنند بوی نسبت درنگ بسهو

شتاب فهم شود بعد از این زلفظ درنگ

زمانه گفت زهی آسمان قوس و قزح

بزیر سینه او چون بدید رنگین تنگ

ستاره گفت که اینک سپهر و چشمه مهر

نشانه سم او دید چون بروی النگ

حساب طول عمل در فضای میدانش

چو عرصه ابد است و شماره فرسنگ

خرد عرایس بکار گفت و منکر شد

ازآنکه دارد از این نام هم بغایت ننگ

منش معارج افکار گفتم و خجلم

ز بهر آنکه نه راضی بود ز رنگ و به رنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های آسمان و عجایب آن می‌پردازد و احساسات عمیق شاعر را نسبت به کائنات و وجود الهی بیان می‌کند. شاعر با اشاره به رنگ‌های آسمان و تضادهای موجود در دنیا، از غم و شادی، و همچنین از تلاش و شتاب در زندگی صحبت می‌کند. او همچنین به قدرت و عظمت آسمان و تأثیر آن بر انسان‌ها اشاره دارد و به نوعی بر مراتب تفکر و علم تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر به نوعی از ناتوانی خود و عدم رضایت از سطحی‌نگری و رنگ و لعاب‌های ظاهری می‌گوید. این متن نشان‌دهنده جستجوی شاعر برای درک عمیق‌تر از حقیقت وجود و زیبایی‌های بی‌نهایت است.