قصیدهها — عرفی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ - ای متاع درد در بازار جان انداخته — ای متاع درد در بازار جان انداخته
- شمارهٔ ۳ - در ستایش حضرت رسول «ص» — اقبال کرم می گزد ارباب همم را
- شمارهٔ ۲ - بنام خدا — ای داشته در سایه هم تیغ و قلم را
- شمارهٔ ۱۰ - در مدح حکیم ابوالفتح — صاحبا عید بر تو میمون باد
- شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین اکبرشاه — ای دل معنی سرشتت راز دان آفتاب
- شمارهٔ ۱۱ - در وصف کشمیر — هر سوخته جانی که به کشمیر درآید
- شمارهٔ ۴ - در نعت پیغمبر اسلام «ص» — ای برزده ، دامن بلا را
- شمارهٔ ۵ - در مدح حکیم ابوالفتح — مرحبا ای شاهد ایام را عهد شباب
- شمارهٔ ۹ - در تعزیت ابوالفتح و تهنیت خانخانان — زآسمان و زمین مژده ناگهان آمد
- شمارهٔ ۸ - در مدح حکیم ابوالفتح — زهر گلی که هوای دلم نقاب گشاد
- شمارهٔ ۷ - در مدح میر ابوالفتح — عشق کو، تا خرد بر اندازد
- شمارهٔ ۱۳ - در مدح حکیم ابوالفتح — داورا! سال نوت محفل طراز سور باد
- شمارهٔ ۱۲ - درشکایت از وضع زمان — سری در عهد ما سامان ندارد
- شمارهٔ ۱۵ - درمدح حضرت رسول «ص» — سپیده دم که زدم آستین بشمع شعور
- شمارهٔ ۱۶ - تجدید مطلع — زهی لوای نبوت ز نسبتت منصور
- شمارهٔ ۱۷ - در مدح خان خانان — تابازم از وصال جدا کرد روزگار
- شمارهٔ ۱۸ - درثنا وستایش — آمد آشفته بخوابم شبی آن مایه ناز
- شمارهٔ ۱۹ - در مدح جلال الدین اکبرشاه — کجا بحسن بود با تو همعنان نرگس
- شمارهٔ ۱۴ - ترجمه الشوق در ستایش مولای متقیان علی علیه السلام — جهان بگشتم و دردا به هیچ شهر و دیار
- شمارهٔ ۲۶ - در مدح حکیم ابوالفتح — چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل
- شمارهٔ ۲۰ - درستایش حضرت امیر علیه السلام — این بارگاه کیست که گویند بی هراس
- شمارهٔ ۲۴ - در منقبت علی علیه السلام — تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ
- شمارهٔ ۲۵ - تجدید مطلع — منم که شیشه ام از لوح مدعا بیرنگ
- شمارهٔ ۲۲ - در ستایش رسول اکرم «ص» — ای مهر تو جان آفرینش
- شمارهٔ ۲۱ - عمان الجواهر- در نعت حضرت رسول «ص» — دل من باغبان عشق و حیرانی گلستانش
- شمارهٔ ۲۷ - تجدید مطلع — ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل
- شمارهٔ ۲۳ - درستایش حکیم ابوالفتح — صبحدم کز دریچه ادراک
- شمارهٔ ۳۰ - حسب حالی از خویشتن — رفتم ای غم زپی عمر شتابان رفتم
- شمارهٔ ۳۴ - تجدید مطلع — من و نمودن بطلان عهدهای قدیم
- شمارهٔ ۲۹ - تجدید مطلع — چون ز لطف آری ببالین من بیمار گل
- شمارهٔ ۲۸ - در مدح شاهزاده سلیم — نوبهار آمد که افشاند چو حسن یار گل
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح میرابوالفتح — باز گلبانگ پریشان میزنم
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح شاهزاده سلیم — صباح عید که در تکیه گاه ناز و نعیم
- شمارهٔ ۳۵ - در مدح جلال الدین اکبر شاه — منادی است بهر سو که ای خواص و عوام
- شمارهٔ ۳۱ - تجدید مطلع — از در دوست چگویم بچه عنوان رفتم
- شمارهٔ ۳۶ - تجدید مطلع — زهی رمیده مرا آهوی وصال از دام
- شمارهٔ ۳۹ - در مدیح حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام — ای مرتفع ز نسبت جود تو شان علم
- شمارهٔ ۳۸ - در منقبت علی (ع) — چون گرد باد آه ز خاکم کشد علم
- شمارهٔ ۳۷ - درمدح امیرالمؤمنین علی (ع) — منم آن سحر بیان کز مدد طبع سلیم
- شمارهٔ ۴۱ - در ذکر افتخارات خود — گر سر بصحبت گل و سوسن در آورم
- شمارهٔ ۴۰ - بیان مفاخر — من کیستم آن سالک کونین مسیرم
- شمارهٔ ۴۲ - تفاخر شاعرانه — ای طعن فلک نوشته برسم
- شمارهٔ ۴۳ - چیستان در وصف شمع — چیست آن جوهر هدایت فن
- شمارهٔ ۴۷ - در منقبت علی علیه السلام — ز تاب شعشعه مهر سایه بهر پناه
- شمارهٔ ۴۸ - تجدید مطلع — ز فیض گلشن روی تو چون شود آگاه
- شمارهٔ ۴۵ - در نعت حضرت رسول (ص) — صبحدم چون در دمد دل صور شیون زای من
- شمارهٔ ۴۴ - در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) — نه شهد لطف کزوکام جان شود شیرین
- شمارهٔ ۴۹ - در مذمت می — کردم ز شراب ناب توبه
- شمارهٔ ۴۶ - حکمت و موعظت — عادت عشاق چیست مجلس غم داشتن
- شمارهٔ ۵۱ - عزت نفس — گر مرد همتی ز مروت نشان مخواه
- شمارهٔ ۵۰ - در منقبت حضرت ختمی مرتبت (ص) — ای مرا بر زشتی اعمال ، نومیدی گواه
- شمارهٔ ۵۲ - ذکر مفاخر خان خانان — بیا که با دلم آن میکند پریشانی
- شمارهٔ ۵۵ - حکم و نصایح — ز خود گر، دیده بر بندی برآنم کام جان بینی
- شمارهٔ ۵۹ - حکمت و موعظت — به سعی جوهر اندیشه راز دین مگشای
- شمارهٔ ۵۸ - در منقبت مولای متقیان — دمی که لشکر غم صف کشد به خونخواری
- شمارهٔ ۵۴ - در منقبت حضرت ختمی مرتبت (ص) — ای دل راهزن که از عرشم
- شمارهٔ ۵۷ - در تهنیت تولد فرزند خانخان — بود درکتم عدم بکر طبیعت را جای
- شمارهٔ ۵۶ - تجدید مطلع — بخوان خود درآ تا قبله روحانیان بینی
- شمارهٔ ۵۳ - تجدید مطلع — زهی وفای تو همسایه پشیمانی
- شمارهٔ ۶۲ - در حسب حال خود گوید — گر به دل خوش غنودمی چه غمستی
- شمارهٔ ۶۱ - در ستایش شاهزاده سلیم — دگر صفیر طبیعت بساز آگاهی
- شمارهٔ ۶۰ - پند و اندرز — شکست رنگ شباب و هنوز رعنایی