نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ - تفاخر شاعرانه عرفی

عرفی شیرازی / قصیده‌ها / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای طعن فلک نوشته برسم

وی زلف صبا بریده از دم

ای در بر توسن فلک شوخ

ز آنگونه که پیش شعله هیزم

بر غنچه سبکروی وی بدانسان

کش خنده نزاید از تبسم

نازی بلب فسانه پرداز

ز آنگونه که نشکنی تکلم

از گام شمرده خط نگاری

بر نقطه نوک نیش کژدم

کرد از تو شتاب وام وز آن کرد

سیمرغ وجود خویش را گم

هشتم فلکی و ذو ذوابه

چون وقت روش علم کنی دم

زآن راست روی که طبع عرفی

راندت بمسالک تعلم

اول قدم ریاض طبعش

آخر چمن بهشت هشتم

بی فیض قبول آسمان بود

جامی تهی از شراب صد خم

ننشست مگر بوقت خوابش

دریای معانی از تلاطم

درهم شکند بگاه حمله

صد فوج معانی از تصادم

چون آتش طبع بر فروزد

طوبی طلبد بجای هیزم

در ابره اطلس فلک دوخت

رایش زبیاض صبح قاقم

رضوان زپی شراب بزمش

انگور ، بپرورد بطارم

بر خاک در طبیعت او

دریای محیط در تیمم

گردون بنظاره ضمیری

یک دیده و آفتاب مردم

ازآب سخاش خوشه برداشت

نوک مژه چون درخت گندم

عرفی بمدیح خود شتابی

هشدار مباد، ره کنی گم

داد سخنت بده که مردند

معنی و عبارت از تظلم

هان شرم مکن ثنای خودگو

گوباش حسود در تبسم

شایسته تویی به مدح امروز

ای خاک رهت به فرق مردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به زیبایی‌های عشق و هستی اشاره دارد. شاعر به توصیف زلف‌های معشوق و تأثیر آن بر طبیعت و احساسات می‌پردازد. او از حس ناز و فریبایی بلبلی سخن می‌گوید که مانند معشوقش در کلام و ادب بی‌نظیر است. شاعر بر اهمیت علم و دانش تأکید می‌کند و می‌گوید که باید در مسیر یادگیری گام برداشته شود. او در پایان خواسته‌های خود را بیان می‌کند و از کسی نمی‌خواهد که در نشان دادن زیبایی‌ها و فضایل خود شرم کند. در کل، این شعر ترکیبی از عشق، زیبایی، علم و خودشناسی است.