نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۱ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خوش آن گرمی ز شمع وصل مهرافروزتر باشی

بر افروزی و داغ و در غمت جان سوزتر باشی

برت افسانهٔ ما با نیاز آمیز تر تا کی

ز چشم مست خود خواهم که نا آموزتر باشی

چراغ حسن خود را بر فروز از آتش عشقم

چو خواهی آفتاب من که عالم سوزتر باشی

نگردد بوالهوس، ای تیر، آزرده دل از تو

مگر از ناوک مژگان او دلدوزتر باشی

چنین می خواهمت عرفی که هر چندان وفادشمن

بلا انگیزتر می شد، جفا اندوزتر باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و شوق به محبوب است. شاعر از معشوق می‌خواهد که مانند شمعی با گرمی و روشنایی خود، قلب او را روشن کند و از داغ عشقش برافروخته‌تر باشد. او به معشوق می‌گوید که زیبایی‌اش را بیشتر نمایان کند و از چشمان مستش درس عشق را بیاموزد. همچنین شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که محبوب باید از دلتنگی و تیرگی دل دور باشد و از ویژگی‌هایش، مانند چشمانش که قلب‌ها را زخمی می‌کند، بهره‌برداری کند. در نهایت، شاعر ابراز می‌دارد که حتی اگر محبوب دشمن وفادار باشد، او باید در جفا و بلا انگیزی بیشتر از آنچه هست، عمل کند.