شمارهٔ ۱۲ - سعدی و عرفی عرفی
عرفی شیرازی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دی کسی گفت که سعدی گهراندوز سخن
قطعهای گفته، که اندیشه بدان مینازد
گفتم این گوش بدان نغمه سزد گفت آری
اینک از پرده عنان سوی تو میاندازد
سخن از عشق حرام است بر آن بیهدهگو
که چو ده بیت غرل گفت مدیح آغازد
حبذا همت سعدی و غزل گفتن او
که ز معشوق به ممدوح نمیپردازد
گفتم این خود همه عیب است که در راه هنر
هرکه این لاف زند اسب دوی میتازد
لوحش اله ز یک اندیشی عرفی کورا
آنکه ممدوح بود، عشق بدو میبازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این قطعه، فردی به هنر و سخنوری سعدی اشاره میکند و از ارزش افکار او صحبت میکند. او میگوید که صحبت از عشق برای کسی که بیهوده میگوید، ناپسند است. همچنین به کیفیت کار سعدی و غزلهایش اشاره میکند که در آنها از معشوق به ممدوح نمیپردازد. در نهایت، او به انتقاد از کسانی میپردازد که خود را در هنر بزرگ میدانند ولی عملاً نتیجهی کارشان چیزی دیگر است و به این نکته تأکید دارد که عشق حقیقی باید در کار آنها نمایان باشد.