نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - باغ وصل عرفی

عرفی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا ای بخت سرگردان و بنشین

بزیر سایه سرو وگل و بید

که درباغی فروچیدیم محفل

که در وی عندلیبی کرده ناهید

کدامین باغ ، باغ وصل یاری

که آبش میرود درجام جمشید

زهی باغی که برگ لاله او

زند سیلی بحسن ماه و خورشید

ازآن دم کاستین زد بردماغم

نسیم این بهشت عیش جاوید

دل و جان هردم از هم میربایند

قبول منت و تاثیر امید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و آرامش باغی صحبت می‌کند که نمایانگر حالتی از خوشبختی و وصال است. او دعوت می‌کند تا بخت سرگردان به زیر سایه درختان بنشیند و از لذت‌های زندگی بهره‌مند شود. باغ به عنوان جایی پر از زیبایی و شگفتی توصیف شده که در آن عشق و شادمانی جاری است. شاعر به تاثیر نسیم بهشتی و لذت‌های جاودانی اشاره می‌کند که دل و جان را در هم می‌ریزد و به این ترتیب، از حس رضایت و امید در زندگی سخن می‌گوید.