نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ - ذوق غزل عرفی

عرفی شیرازی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عرفی نه ارث و کسب و نه زرق و نه حرص و آز

را هم بشعر خیره سرتیره چهر داد

طالع رهم نمود بدین خصم خانگی

این بازیم عطارد برگشته مهرداد

ذوق غزل بمهر بتانم اسیر کرد

آسیب آن فراقتم ازماه و مهرداد

مدح آبروی گوهر قدرم بخاک ریخت

تا وان این گهر نتواند سپهر داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اندیشه‌های عرفانی شاعر درباره زندگی، عشق و تقدیر می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که نه به ارث و ثروت اهمیت می‌دهد و نه به تجملات و حرص و طمع. آنگاه می‌گوید که سرنوشتش با مشکلی خانگی مواجه شده و از عشق خود آسیب دیده است. او به زیبایی غزل و عشق به معشوق اشاره می‌کند و در نهایت به این نکته می‌رسد که ارزش و مقام او تحت تأثیر مشکلات قرار گرفته است.