شمارهٔ ۲۳ - عید صیام عرفی
عرفی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
صباح عید صیامی برغبت عرفی
که حسن شاهد معنی زوی گرفته طراز
بعزم سیر مصلی صلا بکام زدیم
که هست ملجا خلد برین عزت و ناز
بگرد مرقد حافظ که کعبه سخن است
درآمدیم بعزم طواف در پرواز
زموج گریه طوفانی از هوای حرم
بصحن کعبه مصلی فکندم از شیراز
گذشت در دل عرفی هوای طرف چمن
ز بسکه ریخت فرو گریه های خون پرداز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عید سعید رمضان و حال و هوای معنوی آن نوشته شده است. شاعر با شوق و اشتیاق به مصلی میرود که به عنوان مکان عزت و زیبایی شناخته میشود. او به زیارت مرقد حافظ میپردازد که کعبه سخن به شمار میآید و در این میان احساساتی مانند اشکریزی و غم را تجربه میکند. شاعر از زیباییهای طبیعت و یادآوری خاطرات نیز سخن میگوید و اشکهایش به خاطر دلتنگی و عشق به زندگی جاری میشود.