نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ - محمل گل عرفی

عرفی شیرازی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای وفا پیشه یار هم مشرب

که بعرفی دعا فرستادی

نه دعای تهی که در جیبش

گوهر مدعا فرستادی

عندلیب مونث گلریز

از بهشت عطا فرستادی

ز آنچه گویم بسوزد از من لب

تا بگویم سزا فرستادی

پاس این شیوه دار تا گویم

چه بدست صبا فرستادی

من گل تازه تحفه کردم و تو

محمل گل مرا فرستادی

لطف کردی ولی منه منت

مه گرفتی سها فرستادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ی دوستی و محبت عمیق است که شاعر به یار خود دارد. او با بیان استعاره‌هایی زیبا، از هدیه‌هایی که یار برایش فرستاده صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که این هدایا فراتر از معمولی هستند و نشان‌دهنده‌ی عشق و وفاداری یار است. شاعر بر این باور است که این محبت‌ها او را می‌سوزانند و او را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در نهایت، شاعر از یار می‌خواهد که به این شیوه‌ی محبت ادامه دهد و نشان می‌دهد که این محبت‌ها برایش چقدر ارزشمند است.