شمارهٔ ۳۹ - سخن ناشنیده عرفی
عرفی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شنیده ام که بشوخی بر آن سری عرفی
که پرده بر سر اسرار چیده بگذاری
لطیفه ای به تو گویم که بعد از این به غلط
عنان طبع بطالت رهیده بگذاری
ز گوش کردنت آنگاه به بود گفتن
که در جهان سخن ناشنیده بگذاری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به طعنه میگوید که به اسرار و رازهای پنهان دنیا پرده ننداز و لطیفهای بگوید تا طبع و ذوق تو از بیحوصلگی رهایی یابد. او همچنین اشاره دارد که با گوش دادن به این سخنان، به حقایق ناگفتهای پی خواهی برد.