شمارهٔ ۷ - نحوست طالع عرفی
عرفی شیرازی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عرفی بحیرت از فلک ظالمم کز او
نجمی بهیچ دور عبورش باوج نیست
امید را عنان بکدامین طرف دهم
کز خیل یأس بر اثرش فوج فوج نیست
بعدی که از سعادت طالع بود مرا
تحت الثری زاوج و سرابش ز موج نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از ظلمتی در آسمان و بیعدالتی آن صحبت میکند که هیچ ستارهای از آن دور نیست. او به امید اشاره میکند که سعی دارد آن را به سمت مثبت هدایت کند، زیرا از یأس و ناامیدی خبری نیست. همچنین، او به خوشبختی و سرنوشت خود اشاره میکند و میگوید که در زیر زمین، نهامی و خیالی از آب وجود ندارد.