نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۴۸ عرفی

عرفی شیرازی / رباعیها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

عرفی دل ما تا به در عشق گریخت

خون گله با شراب نسیان آمیخت

این خون نه به تیغ آشنا شد نه به خاک

این گل نشکفت، از نفس باد بریخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

عرفی در این شعر به عشق و درد دل اشاره دارد. او می‌گوید که عشق باعث شده دلش به شدت دچار رنج شود و این رنج همراه با فراموشی است. خون گله، نماد درد و غم، با شراب نسیان ترکیب شده که نشان‌دهنده فراموشی و تسکین موقت است. او تأکید می‌کند که این خون نه از زخم و نه از خاک نشأت می‌گیرد و گل نیز به خاطر وزش باد پژمرده شده است. به طور کلی، شعر به تضاد بین عشق، غم و فراموشی می‌پردازد.