رباعیها — عرفی
فهرست شعرها
- رباعی شمارهٔ ۱ — ای شربت شیخ و شاب در کاسهٔ ما
- رباعی شمارهٔ ۲ — ای کرده زبون، ناز شجاع تو، مرا
- رباعی شمارهٔ ۵ — از بند غرور می گشایم خود را
- رباعی شمارهٔ ۳ — چندان که شدم ز بیخودی مست دعا
- رباعی شمارهٔ ۴ — ای رانده ز نسبت حرم طاعت ما
- رباعی شمارهٔ ۶ — گلبرگ برد باد بهاران به کجا
- رباعی شمارهٔ ۹ — نادان به عمارت بدن مشغول است
- رباعی شمارهٔ ۷ — این ناله که در آتش خویش است کباب
- رباعی شمارهٔ ۸ — آنم که قفای من جبین طلب است
- رباعی شمارهٔ ۱۱ — عرفی چه زنی طعن خرد بر من مست
- رباعی شمارهٔ ۱۰ — راهی بنما که رهنما مردی نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۲ — وصل تو دوایی است که بیمارش نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۳ — شاها کرم تو قلزم مواج است
- رباعی شمارهٔ ۱۴ — آن کز نظرش حجاب صورت بر خاست
- رباعی شمارهٔ ۱۶ — با سال و مه ام دقیقه و ساعت نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۵ — تا در زده ام به دامن عفو تو دست
- رباعی شمارهٔ ۲۱ — از دیدهٔ ما به جز حیا نتوان یافت
- رباعی شمارهٔ ۱۷ — عرفی که همیشه در سلامت رو داشت
- رباعی شمارهٔ ۲۰ — عرفی سخنت گرچه معما رنگ است
- رباعی شمارهٔ ۱۹ — از باب مغان که رسمشان جود و عطاست
- رباعی شمارهٔ ۱۸ — آنم که رعیت کمینم دهر است
- رباعی شمارهٔ ۲۴ — آنم که به ترک دین دلم خرسند است
- رباعی شمارهٔ ۲۶ — عرفی سر صفهٔ مغان مسند ماست
- رباعی شمارهٔ ۲۷ — زینسان که گمان شده دی به ره است
- رباعی شمارهٔ ۲۵ — یار آمده و در صدد دلداری ست
- رباعی شمارهٔ ۲۹ — باز آ که فراق جان گداز آمده است
- رباعی شمارهٔ ۲۸ — زین سردی دی که آب و آتش یخ بست
- رباعی شمارهٔ ۲۲ — حسن از طلب نگاه ما بسته لب است
- رباعی شمارهٔ ۲۳ — عرفی چه نهی متاع دل در کف دست
- رباعی شمارهٔ ۳۰ — گر چشم و دلم ز ناله و گریه جداست
- رباعی شمارهٔ ۳۵ — معموری عقل فضلهٔ ویرانی ست
- رباعی شمارهٔ ۳۲ — عشق آمد و گوید رسولم نام است
- رباعی شمارهٔ ۳۳ — راهم ندهد سوی حرم زاهد زشت
- رباعی شمارهٔ ۳۱ — تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
- رباعی شمارهٔ ۳۴ — مسجود ملایک دو تن از آب و گل است
- رباعی شمارهٔ ۳۷ — عرفی دل من که منت جان من است
- رباعی شمارهٔ ۳۶ — در عهد من آن که لاف سنج سخن است
- رباعی شمارهٔ ۴۰ — شیراز که دریای معانی گذر است
- رباعی شمارهٔ ۳۹ — دی محتسب آمد به غم، تند نشست
- رباعی شمارهٔ ۴۳ — در باغم و دل شکارگاه شیراست
- رباعی شمارهٔ ۴۵ — در دیدهٔ تو روشنی شرم به است
- رباعی شمارهٔ ۴۴ — یاران دگر انگشت نما خواهم گشت
- رباعی شمارهٔ ۴۱ — صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست
- رباعی شمارهٔ ۴۲ — این لاله که با داغ الست آمده است
- رباعی شمارهٔ ۳۸ — دردا که دگر سخن ز فرزانگی است
- رباعی شمارهٔ ۴۶ — عرفی شب عید و باده عیش افروز است
- رباعی شمارهٔ ۴۷ — روزی که قضا به مزرعهٔ قسمت کشت
- رباعی شمارهٔ ۵۱ — ای عشق که مدح تو همین عشق بس است
- رباعی شمارهٔ ۵۰ — عرفی من و دل نه خوب دانیم و نه زشت
- رباعی شمارهٔ ۴۹ — عرفی علم هجر تو افراشتنی است
- رباعی شمارهٔ ۴۸ — عرفی دل ما تا به در عشق گریخت
- رباعی شمارهٔ ۵۳ — از وصل نهان ما که غماز نیافت
- رباعی شمارهٔ ۵۲ — عرفی گله سر مکن که جای گله نیست
- رباعی شمارهٔ ۵۶ — عرفی منم آن که کوششم بی اثر است
- رباعی شمارهٔ ۵۵ — عرفی منم آن که دوزخم تبشکن است
- رباعی شمارهٔ ۵۹ — ای آن که برت سفال و یاقوت یکی است
- رباعی شمارهٔ ۵۷ — دستی دارم که در گریبان غم است
- رباعی شمارهٔ ۵۸ — از گریهٔ گرم دیده آتشناک است
- رباعی شمارهٔ ۵۴ — هر کس که سرش نه در گریبان فناست
- رباعی شمارهٔ ۶۰ — ای شوق لبت ز صبر من برده ثبات
- رباعی شمارهٔ ۶۱ — ای کعبه رو این طرف که بی سازی نیست
- رباعی شمارهٔ ۶۷ — عرفی دل ما بسی پریشان نظر است
- رباعی شمارهٔ ۶۳ — حسن آن باغی که خلد ازو بی رنگ است
- رباعی شمارهٔ ۶۵ — با معصیتم که کرده ای امن کنشت
- رباعی شمارهٔ ۶۸ — صحرای هوس خار تمنا خیز است
- رباعی شمارهٔ ۶۶ — ای آن که رهت به بزم مقصودی نیست
- رباعی شمارهٔ ۶۹ — دل در هوس وصل تسلی طلب است
- رباعی شمارهٔ ۶۴ — دل دشمن شادی ست و در کار غم است
- رباعی شمارهٔ ۶۲ — آگه نیم از عیش که شهد چه گلوست
- رباعی شمارهٔ ۷۱ — آن شور که این مفرد و این وافی چیست
- رباعی شمارهٔ ۷۳ — از عشق شراب نیستی جوید روح
- رباعی شمارهٔ ۷۲ — ای مهر تو هیچ وکین دشمن هم هیچ
- رباعی شمارهٔ ۷۵ — ایوب به صبر خویشتن می نازد
- رباعی شمارهٔ ۷۴ — فردا که معاملان هر فن طلبند
- رباعی شمارهٔ ۷۷ — عرفی که قدم در دهن تیشه نهد
- رباعی شمارهٔ ۷۶ — آن کس که عنان تافت ز ما گمره شد
- رباعی شمارهٔ ۷۰ — مستوری دل طلب که مستی این جاست
- رباعی شمارهٔ ۷۸ — عرفی که به هرزه گردیم خو می داد
- رباعی شمارهٔ ۸۰ — عشق آمد و گوید که زبان بگشایند
- رباعی شمارهٔ ۷۹ — در دیدهٔ هجر خواب پژمرده شود
- رباعی شمارهٔ ۸۱ — شوخی که ز خنده چشمهٔ نوش شود
- رباعی شمارهٔ ۸۴ — در باغ دلم که روضه نعتش گوید
- رباعی شمارهٔ ۸۲ — رفتم به جنازهٔ یک تن که فسرد
- رباعی شمارهٔ ۸۵ — از خامشی ام جان به سخن می سوزد
- رباعی شمارهٔ ۸۳ — جمعی به درت گریه و آه آوردند
- رباعی شمارهٔ ۸۶ — عشق تو خرابات نشین می باشد
- رباعی شمارهٔ ۸۷ — دردا که اجل رسید و درمان نرسید
- رباعی شمارهٔ ۸۸ — از زهر ستیزه خوی او می شویند
- رباعی شمارهٔ ۸۹ — وقت است که یاران به گلستان ریزند
- رباعی شمارهٔ ۹۰ — در سردی یخ بند که لرزد خورشید
- رباعی شمارهٔ ۹۱ — شاهی که فلک هم گهر او نشود
- رباعی شمارهٔ ۹۲ — عرفی دل و طبع تو ستمگار مباد
- رباعی شمارهٔ ۹۳ — آن کس که ز راه نفسم بسته کند
- رباعی شمارهٔ ۹۴ — شاها نفسم باغ ثنا خواهد شد
- رباعی شمارهٔ ۹۵ — ای ملک غمت هر چه فرازست و فرود
- رباعی شمارهٔ ۹۶ — جمعی ز کتاب سخنت می جویند
- رباعی شمارهٔ ۹۸ — عرفی دل ما کیش دگرگون نکند
- رباعی شمارهٔ ۹۹ — عرفی چه خروشی که فلان گمره شد
- رباعی شمارهٔ ۹۷ — عشق آمد و از مژدهٔ غم شادم کرد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱ — آنم که تنم همیشه از جان به بود
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰ — مردیم که آه ما دل شب نگزد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵ — بر ساغر من که عشق از او نشأه برد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲ — دیدم جایی که فتح باب آنجا بود
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶ — رفتم به حرم که درد ایمان دانند
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸ — تا رنگ من از شراب رهبان کردند
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹ — رخسار تو باغ را سراسیمه کند
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷ — گر سنگ ملامت به دلم نستیزد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳ — آن کس که لوای عشق بر دوش آید
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴ — ای عیش به آلایشت آمیخته اند
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳ — عرفی همه بود رنگ، بی گفت و شنید
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲ — چون عشق به کام مشتری کار کند
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷ — ای آهوی فتنه سنبلت را به کمند
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶ — در علم و عمل چو ذوفنون آید مرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵ — ای آن که ز درد رسته ای، شرمت باد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴ — تا کی برت اظهار عدم نتوان کرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰ — زین گونه که دل به عقل زشتم طلبد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱ — گیرم که تو را شوخی آتش باشد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰ — خوش آن که شراب همتم مست کند
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹ — گر دل بردم عشوه نمایی چه شود
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱ — عرفی نه مرا حاصل کان می باید
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴ — بی یاد لب تو خضر دل مرده شود
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲ — عرفی لب معنی ام دم از نور زند
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳ — توفیق گذشته گر به ما باز آید
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸ — ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد