نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۶ - ابوحامد احمدبن خضرویه البلخی ابوعلی عثمانی

ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب دوم

و ازین طایفه بود ابوحامد احمدبن خضرویه البلخی از پیران بزرگ بود از خراسان و با ابوتراب نخشبی صحبت کرده بود، بنشابور آمد و ابوحفص را دید پس ببسطام شد بزیارة ابویزید و اندر فتوّة بزرگ بود و ابوحفص گفت هیچ کس ندیدم بهمّت بزرگتر و اندر احوال صادق تر از احمد خضرویه.

بایزید گوید استاد ما احمد است.

محمّدبن حامد گوید نزدیک احمد خضرویه بودم بوقت نزع و نود و پنج سالش بود و مسئلۀ از وی پرسیدند چشمهاء او پر آب شد و گفت نود و پنج سال است تا در همی کوبم اکنون باز می گشایند ندانم که بسعادت بازگشایند یا بشقاوة و مرا وقت این کجا است و هفتصد دینار وامش بود و غریمان وی نزدیک بودند گفت اَلّلهُمَّ یارب، رهن مال نزدیک خداوند مال من بودم و تو از ایشان باز میستانی تو این وام بگزار هم در ساعت یکی در بکوفت و گفت وام خواهان احمد کجااند و از وام ایشان بگزارد پس جان تسلیم کرد. وفات وی اندر سنۀ اربعین و مأتین بود و احمد خضرویه گوید هیچ خواب نیست گران تر از شهوت و هیچ بندگی نیست سخت تر از شهوة و اگر نه گرانی غفلت بودی شهوة بر تو ظفر نیافتی.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

ابوحامد احمد بن خضرویه البلخی، یکی از بزرگترین شخصیت‌ها از خراسان بود که با ابوتراب نخشبی صحبت کرده و به بنشابور آمد و ابوحفص را ملاقات کرد. او به بسطام رفت تا بیازید را ببیند و در فتوا استاد بزرگی بود. ابوحفص درباره او گفت که هیچ کس را به همت و صداقت او ندیده است. محمد بن حامد بیان می‌کند که در زمان نزع احمد، که ۹۵ سال داشت، از او پرسیدند و او گفت که ۹۵ سال است در تلاش بوده و اکنون نمی‌داند که به سعادت می‌رسد یا شقاوت. او دارای وام۷۰۰ دیناری بود و وقتی نزدیکان او غمگین بودند، به خداوند دعا کرد که وام را ببخشد. در نهایت، جان خود را تسلیم کرد و در سن ۴۲۵ سالگی فوت کرد. احمد خضرویه همچنین می‌گوید که هیچ خواب بدتری از شهوت و هیچ بندگی سخت‌تری از آن نیست.