بخش ۲۲ - ابوسری منصور بن عمّار ابوعلی عثمانی
ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب دوم
و ازین طایفه بود ابوسری منصوربن عمّار از مرو بود از دیه دندانقان و گویند از بوشنج بود، ببصره مقیم بود و از واعظان بزرگ بود.
منصوربن عمّار گوید هر کی از محنت دنیا جزع کند آن مصیبت با دین وی گردد.
و هم او گوید نیکوترین لباس بنده تواضع بود و شکستگی و نیکوترین لباس عارفان تقوی بود و خدای تعالی همی گوید وَلِباسُ التَّقوی ذلِکَ خَیْرٌ.
گویند سبب توبۀ او آن بود کی اندر راه کاغذی یافت برو نبشته بِسْمِ اللّهِ الرّحْمنِ الرَّحیمِ برداشت و جائی نیافت که آنجا بنهادی آن بخورد در شب بخواب دید کی در حکمت بر تو گشاده گردید بحرمتی که تو داشتی آن رقعه را.
ابوالحسن شعرانی گوید منصور عمّار را بخواب دیدم گفتم خدای با تو چه کرد گفت مرا گفت توئی منصور عمّار گفتم آری یارب گفت توئی که مردمان را اندر دنیا زاهد گردانیدی و خود رغبت کردی اندر وی گفتم چنین است ولیکن هیچ مجلس نکردم الاّ که ابتدا به ثناء تو کردم پس از آن بصلوات دادن بر پیغمبر تو صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم و سه دیگر نصیحت کردم بندگان ترا، گفت راست گوید کرسی بنهید تا بر من حمد گوید اندر آسمان پیش فرشتگان من چنانکه اندر زمین تمجید من گفت پیش بندگان من.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
منصور بن عمار از بزرگان واعظان بود که در بصره زندگی میکرد. او از محنتهای دنیا ناراحت میشد و تاکید داشت که این ناراحتی میتواند بر دین انسان تاثیر منفی بگذارد. وی همچنین به تواضع و تقوا به عنوان بهترین لباسهای معنوی اشاره میکرد. منصور داستانی از توبهاش نقل میکند که وقتی کاغذی با نام خدا مییابد، شب در خواب میبیند که خداوند به او میگوید که او مردمی را در دنیا زاهد کرده است، اما در عمق خود به دنیا علاقمند است. ابوالحسن شعرانی نیز در خواب منصور را دید و از او درباره رابطهاش با خدا سوال کرد. منصور پاسخ داد که همیشه در مجالس خود ابتدا به ستایش خدا پرداخته و مردم را نصیحت میکرده است.