بخش ۲۶ - ابوالحسین احمد بن محمّد النوری ابوعلی عثمانی
ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب دوم
و ازین طائفه بود ابوالحسین احمدبن محمّدالنوری بغدادی زاده بود خدمت سری کرده بود و از احمدبن ابی الحواری، و از اقران جنید بود وفات او اندر سنه خمس و تسعین و مأتین بود. کار او بزرگ بود و نیکو معاملت و نیکو زبان.
نوری گوید تصوّف دست به داشتن حظّ نفس است.
هم او گوید عزیزترین چیزی اندر زمانۀ ما دو چیز است عالمی کی به علم خویش کار کند و عارفی که سخن از حقیقت گوید.
احمدبن محمّد البَرْدَعی گوید کی از مرتعش شنیدم که گفت از نوری شنیدم که هر که دعوی کند حالتی و از خدای عزّوجلّ کی او را از حد علم شرعی بیرون آرد گرد وی مگرد.
فَرْغانی گوید از جنید شنیدم که گفت تا نوری برفت هیچکس از حقیقت صدق سخن نگفت.
ابومحمّد مَغازلی گوید هیچکس ندیدم بعبادت نوری گفتند جنید را نیز، گفت و نه جنید را.
نیز نوری گوید کی مرقّع غِطائی بود بر دُر اکنون مزبله هاست بر مردارها.
گویند نوری هر روزی از سرای بیرون آمدی و نان برگرفتی و در راه بصدقه دادی و اندر مسجد شدی و نماز همی کردی تا وقت نماز پیشین بیامدی و در دکان بگشادی و به روزه بودی و بازاریان پنداشتندی که اندر سرای نان خوردست و اندر سرای گفتندی در بازار چیزی خوردست، اندر ابتدا بیست سال برین جملت بود.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ابوالحسین احمدبن محمد النوری بغدادی یکی از صوفیان بزرگ بود که در بغداد به دنیا آمد و از شخصیتهای برجستهای چون احمدبن ابی الحواری و جنید تأثیر گرفت. او در سن ۲۹۵ هجری قمری دار فانی را وداع گفت و به عنوان فردی نیکوکار و بااخلاق شناخته میشد. نوری به تصوف به عنوان هنری برای کنترل نفس اشاره کرد و معتقد بود که ارزشمندترین چیزها در زمانه او، عالمانی هستند که به علم خود عمل میکنند و عارفانی که حقیقت را بیان میکنند. او همچنین تأکید میکرد که هر کسی که ادعای داشتن حالتی کند و از دایره علم شرعی خارج شود، نزد او قابل اعتماد نیست. جنید نیز درباره نوری گفت که هیچ کسی قبل از او به حقیقت صدق سخن نگفت و هر روز نوری پس از بیرون رفتن از منزل، نان میگرفت و به صدقه میداد و در مسجد نماز میخواند. او برای مدت بیست سال به همین روش زندگی میکرد و بازارها او را به عنوان فردی روزهدار میشناختند.