بخش ۲۰ - ابومحمد عبداللّه بن خُبَیْق ابوعلی عثمانی
ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب دوم
و از این طایفه بود ابومحمدعبداللّه بن خُبَیْق گوید از زهّاد متصوفه بود و با یوسف اسباط صحبت کرده بود، اندر اصل کوفی بود ولیکن بانطاکیه نشستی.
فتح گوید نخست دیدار که عبداللّه خبیق را دیدم گفت یا خراسانی چهار بیش نیست، چشم است و زبان و دل و هوا، بچشم بجائی منگر که نشاید، و بزبان چیزی مگو که خدا اندر دل تو بخلاف آن داند، و دل نگاهدار از خیانة و کین بر مسلمانان، و هوا نگاهدار از شر، هیچ چیز را مجوی بهوا چون این چهار خصلت در تو نباشد خاکستر بر سر کن کی بدبخت شوی.
عبداللّه بن خبیق گوید اندوه مدار مگر از بهر چیزی کی فردا ترا مضرّت باشد از آن و شاد مباش الا بچیزی که فردا ترا شاد کند.
ابن خبیق گوید که دور شدن بندگان از راه حق دلها از ایشان وَحِش شود و اگر ایشان را انس بودی با خدای همه چیزی را با ایشان انس بودی.
هم او گوید نافع ترین خوفها آن بود کی ترا از معصیت باز دارد و نافع ترین امیدها آنست که کار بر تو آسان گرداند.
هم او راست کی هر که باطل بسیار شنود حلاوة طاعت اندر دلش بکشد.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ابومحمد عبدالله بن خبیق، یکی از زهاد و متصوفههای معروف، کوفیزاده و ساکن Antioch بود. او به یادآوری چهار ویژگی مهم پرداخت: چشم، زبان، دل و هوا. او هشدار میدهد که انسان باید از نگاه به چیزهای ناپسند و صحبتهای خلاف نیات واقعیاش پرهیز کند و دلش را از ریا و کینه دور نگه دارد. عبدالله بن خبیق همچنین توصیه کرد که انسان در زندگی نباید به چیزی جز آنچه فردا سودمند است، شاد باشد و از اندوههای بیمورد بپرهیزد. او معتقد است که نزدیکی انسان به خداوند میتواند او را از مشکلات دور کند و ترس از معصیت و امید به آسانی کارها از نفعهای بزرگ در زندگی است. در نهایت، او بیان میکند که شنیدن زیاد باطل، شیرینی اطاعت را از دل میبرد.