نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۹ - ابویعقوب اسحق بن محمّد النهرجوری ابوعلی عثمانی

ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب دوم

و از ایشان بود ابویعقوب اسحق بن محمّدالنهرجوری صحبت ابوعمر و مکّی کرده بود و آن بو یعقوب سوسی و جنید و پیران دیگر، بمکه مجاور بود. و وفاة او هم آنجا بود اندر سنه ثلثین و ثلثمایه.

ابوالحسین احمدبن علی گوید نهرجوری گفت دنیا دریائی است و کنارۀ او آخرتست و کشتی اندرو تقویست و مردمان همه سفری اند.

ابوبکر رازی گوید از نهرجوری شنیدم که گفت مردی را دیدم اندر طواف یک چشم، و می گفت اَعوُذُ بِکَ مِنْکَ گفتم این چه دعاست گفت روزی نظری بشخصی کردم که مرا نیکو آمد همیدون تَوانچه دیدم که بر چشم من آمد و چشم من بریخت، آواز آمد که لطمۀ بلحظۀ، دیداری بطپانچۀ و اگر نیز نگری نیز خوری.

محمدبن الحسین گوید نهرجوری گوید فاضلترین کارها آنست کی بعلم پیوسته بود.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

ابویعقوب اسحق بن محمد النهرجوری، که در مکه زندگی می‌کرد و در همانجا در سن 33 سالگی وفات یافت، به ابوالحسین احمد بن علی و دیگران گفت که دنیا مانند دریایی است و آخرت کناره آن. او تأکید کرد که تقوی همچون کشتی است و انسان‌ها مسافران این دنیا هستند. ابوبکر رازی از او نقل می‌کند که نهرجوری مردی را در طواف دید که تنها یک چشم داشت و دعا می‌کرد: «اعوذ بک منک». این دعا به خاطر تأثیر مثبتی بود که آن فرد بر او گذاشته بود. نهرجوری همچنین گفت که فاضل‌ترین کارها، آن است که به علم و دانش پایبند باشیم.