بخش ۸۲ ابوعلی عثمانی
ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب دوم
استاد امام گوید رَحْمَةُ اللّه عَلَیْهِ غرض اندر ذکر پیران این جماعت اندرین موضع آن بود که تنبیه افتد بر آنک ایشان مجتمع بودند بر تعظیم شریعت و بر راه ریاضت رفتن صفت ایشان بود، مقیم بودند بر متابعت سنّت و هیچ خلل نبود اندر ایشان، متّفق شدند بر آنک هر که حالی دارد از معاملة و مجاهدة و کار خویش بنا بر اصل تقوی نکند و بر ورع. دروغ گفته باشد بر خدای عزّوجلّ، دعوی که کند خود هلاک شود و هر که به وی اقتدا کند هلاک شود. و اگر آنچه آمده است از الفاظ و حکایات ایشان و سیرتها که دلیل کند بر احوال ایشان یاد کنیم کتاب دراز گردد و ملامت گیرد و این قدر که فرا نمودم اندر حاصل کردن مراد، بدو بی نیازی است از دیگر چیز.
و امّا پیران که ما ایشانرا دریافتیم و در وقت ایشان بودیم اگرچه دیدار ایشان اتّفاق نیفتاد مانند استاد شهید که زبان وقت بود و یگانۀ روزگار ابوعلی الحسن بن علیّ الدقّاق و شیخ ابو عبدالرحمن محمدبن الحسین سُلَمی کی او را نبود همتا و ابوالحسن علی بن جَهْضم که مجاور حرم بود. و شیخ ابوالعبّاس قصّاب به طبرستان، و احمد اسود بدینور و ابوالقاسم صیرفی بنشابور. و ابوسهل خشّاب کبیر هم بنشابور و منصوربن خلف المغربی و ابوسعید مالینی و ابوطاهر خُژندی قَدَّسَ اللّهُ اَرْوَاحَهُمْ و پیران دیگر کی اگر بدان مشغول باشیم و تفصیل احوال ایشان، از مقصود باز مانیم در اختصار، پوشیده نیست سیرت ایشان اندر معاملات، و طرفی از حکایات ایشان بشنوی اندرین رسالت بموضع وی ان شاء اللّه.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
استاد امام رحمة الله علیه به ذکر پیران و بزرگان این جماعت اشاره میکند تا بر اهمیت تعظیم شریعت و ریاضت تأکید کند. او میگوید که این افراد به متابعت از سنت پایبند بودند و بر تقوی و ورع تأکید داشتند. ایشان بر این عقیده بودند که هر که از این اصول تخطی کند، خود را به هلاکت میاندازد و دیگرانی که از او پیروی کنند نیز در خطر قرار میگیرند. استاد امام در ادامه به توصیف و ذکر اسامی برخی از بزرگان و شخصیتهای آن دوران میپردازد، مانند ابوعلی الحسن بن علی الدقاق و شیخ ابوالعباس قصاب و دیگران، و تأکید میکند که اگر بخواهیم به تفصیل در مورد احوال این افراد صحبت کنیم، ممکن است کتابی طولانی نوشته شود. به بیان او، سیرت این بزرگان در معاملات و حکایاتشان قابل شنیدن و ذکر است، و هدف او از این یادآوری این است که انسان به خوبی درک کند که بینیازی از غیر خدا، کلید رسیدن به مراد است.