نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۶ - لوائح و طَوالِع و لوامِعْ ابوعلی عثمانی

ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

و از این جمله لوائح و طَوالِع و لوامِعْ است. لفظهائیست یک بدیگر نزدیک، بس فرقی نیست میان ایشان و این صفت اصحاب بدایات بود بنزیک شدن بدل و روشنائی آفتاب معرفت ایشانرا هنوز روشن نشده باشد ولیکن حق سبحانَهُ وتعالی روزی دل ایشان میدهد بهر وقتی، چنانک گوید. لَهُمْ رِزْقُهُمْ فیها بُکْرَةً وعَشیِّاً هرگاه که آسمان دل ایشان تاریک شود بمیغ حظوظ، برق کشف بدرفشد ایشانرا و لوامع قرب رخشنده گردد و ایشان در وقت ستر منتظر باشند لوائح را چنانک همی گوید شعر:

یا اَیُّها الْبَرْقُ الَّذی یَلمَعُ

مِن اَیِّ اَکْنافِ السما تَسْطَعُ

باوّل لوائح بود پس لوامع پس طوالع، لوائح چون برقی بود کی بتابد و پوشیده گردد و ناپدید شود چنانک شاعر گوید:

و دیگر همی گوید:

لوامع پیداتر بود از لوائح و زوالش بدین زودی نباشد دو وقت یا سه وقت بماند ولیکن چنان بود کی گفته اند درین معنی. شعر: وَالْعَیْنُ باکیةٌ لَمْ تُشْبِعِ النَظرا. چون بتابد ز تو منقطع کند ترا و جمع کند بخود ولیکن هنوز نور روز تمام نشده باشد کی لشکر شب بر وی تاختن آرد چنانک گفته اند شعر:

و طوالع باقی تر بود و سلطان او قوی تر بود و تاریکی بهتر برد و تهمت از او رمیده تر بود و سلطان او قوی تر بود ولیکن بر خطر فرو شدن بود بقاءِ او دائم نبود و بیم ارتحالش بود و حال فرو شدنش دراز بود و این معنیها کی از لوائح و لوامع و طوالع است مختلف اند بحکم، برخی ازو چون برفت هیچ اثر نماند چون ستارگان سیّاره کی چون فرو شد گوئی دائم شب بودست و برخی اند که از ایشان اثر ماند اگر رقمش برخیزد المش بماند، و اگر نورش فرو شود آثارش بماند، خداوند او پس از سکون غلبات او اندر روشنائی برکات او همی زید، تا آنگاه که دیگر بار بتابد وقتش آسان بود بانتظار معاودتش بدان زندگانی همی کند کی بیابد وقت بودنش.

بخش 2

فَافْتَرَقْنا حَوْلاً فَلَمّا الْتَقَینا

کانَ تَسْلیمُهُ عَلیَّ وَداعاً

بخش 3

یا ذا الَّذی زارَ و ما زارا

کاَنَّهُ مُقْتَبِسٌ نارا

مَرّ ببابِ الدّارِ مُسْتَعْجِلاً

ما ضَرَّهُ لو دَخَلَ الدّارا

بخش 4

فَاللَّیْلُ یَشْمَلُنا بفاضِلِ بُرْدِهِ

وَالصُّبْحُ یُلْحِفُنا رداءً مُذْهَبا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفهوم لوایح، طوالع و لوامع می‌پردازد که به نوعی از نشانه‌ها و علامت‌های شناختی و معرفتی اشاره دارد. نویسنده به تفکیک این واژه‌ها می‌پردازد و اشاره می‌کند که هر یک از آن‌ها خصوصیات خاص خود را دارند. لوایح به نوعی نشانه‌ها و یادآوری‌ها اشاره دارند، در حالی که لوامع به نوعی روشنایی و تابش معرفت می‌افزایند. طوالع نمایانگر نشانه‌های بیشتری از نور و روشنایی هستند و به نظر می‌رسد قوی‌تر و پایدارتر باشند. در ادامه، متن به این نکته می‌پردازد که افراد در زمان تاریکی فکر و دلشان ممکن است منتظر نشانه‌ها و روشنایی‌هایی باشند که به شناخت بیشتر منجر شود. شاعرانی که در متن نقل شده‌اند، به زیبایی این انتظار و تجربه‌های عاطفی را به تصویر می‌کشند. نویسنده همچنین تأکید می‌کند که هر یک از این نشانه‌ها و علائم، تأثیرات متفاوتی دارند؛ برخی از آن‌ها ممکن است زودگذر و بی‌اثر باشند، در حالی که دیگران می‌توانند اثرات ماندگاری را بر جای بگذارند. در نهایت، متن به اینجا اشاره می‌کند که شناخت انسان ممکن است در میانه تاریکی و روشنایی رفت و آمد کند، و انتظار برای بازگشت به روشنایی و نور همواره وجود دارد.