بخش ۲۱ - نَفَسْ ابوعلی عثمانی
ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب سوم
و از آن جمله نَفَسْ است. نفس آسایش دادن دل بود بلطائف غیوب و صاحب انفاس بوصف نازک تر و باریکتر بود از صاحب احوال، صاحب وقت چنانست کی گوئی مبتدی ایست و صاحب نفس منتهی و صاحب احوال میانۀ هر دو، احوال واسطه است و انفاس نهایت علوّ و اوقات اصحاب دلرا بود و احوال خداوندان روح را و انفاس اهل سرّ را.
و گفته اند فاضلترین عبادتها شمردن نفس است با خدای تعالی، و گفته اند خدای تعالی دلها را بیافرید و معدن معرفت خویش کرد و اسرار را بیافرید پس از آن و آنرا محلّ توحید کرد، هر نفسی کی حصول او نه بدلالت معرفت بود و اشارت توحید بر بساط ضرورت او مرده بود و خداوندش را از آن باز پرسند.
از استاد ابوعلی دقّاق شنیدم گفت عارف را نَفَس مسلّم نبود زیرا که با زو مسامحه نرود و مُحِب را از نَفَس چاره نبود که اگر او را نبود ناچیز گردد از بی طاقتی.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، به جایگاه مهم نفس و ارتباط آن با خدا و معرفت اشاره شده است. نویسنده میگوید که نفس نقش آسایشدهندهای برای دل دارد و از لطایف غیوب برمیخیزد. او نفس را بین مبتدی و دارای تحولی عمیق توصیف میکند و معتقد است که نفس در نهایت سر و احوالات مربوط به روح را در بر میگیرد. همچنین، بیان میشود که یکی از فضیلتهای عبادت، شمارش نفس به همراه خداست و دلها به عنوان معدن معرفت خداوند خلق شدهاند. صحبت از این است که هر نفسی که به معرفت نرسد، مرده است و در مورد عارف و محب نیز توضیحاتی ارائه میشود، بهطوریکه عارف به دلیل مسامحه با نفس نمیتواند به حقیقت برسد، در حالی که محب بدون نفس نمیتواند زندگی کند.