نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۳ - الرّضا و التّسلیم اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

تا برد به غارت غمت از من دل و دین

با هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین

دنیا و دلی داشتم و جان و تنی

هر چار تو داری زکه ترسم پس ازین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلی از شاعر بیان می‌کند که عشق و غم معشوق همه‌ چیز او را به تسخیر درآورده است. او از دست دادن دل و دین خود و همچنین از فقدان مهر و کین با دیگران سخن می‌گوید. او اشاره می‌کند که در گذشته دنیایی، دل، جان و تن داشته، اما اکنون این‌ها همه در دست معشوق است و از ترس آینده نگران است.