نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۵ - الخوف اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

هرگز به وصال چون تو یاری برسم

بیرون زغمت به هیچ کاری برسم

زین سان که منم میان دریای فراق

هرگز بینی تا به کناری برسم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق جدایی و longing است. شاعر می‌گوید هرگز به کسی مانند تو نخواهد رسید و در این جدایی هیچ کار دیگری نمی‌تواند انجام دهد. او در دریای فراق غرق شده و نمی‌تواند به کناری برسد، یعنی از این حالت دوری و اندوه رهایی نیابد.