نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۰ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

می آیم وز شوق چنان می افتم

کاندر یک پا بر سر جان می افتم

چشمم به تو در می نگرد وز شادی

می مالم چشم و در گمان می افتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شوق و هیجان خود سخن می‌گوید. او آن‌چنان به سمت معشوق خود جذب می‌شود که احساس می‌کند حتی بر روی یک پا هم می‌تواند بیفتد. چشمش به معشوق است و از سر خوشحالی چشمانش را می‌مالد و در خیال و گمان به آروزها و شادی‌های خود می‌افتد.