نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۰ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

چون گوی دلم نزد تو دلجوی افتاد

در چاه زنخدان تو بدخوی افتاد

آن نیست عجب که گوی در چاه افتد

این است عجب که چاه در گوی افتاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و شیفتگی خود نسبت به محبوبش می‌پردازد. او می‌گوید که دلش مانند گوی است که به‌واسطه‌ی زیبایی و جذابیت محبوبش در چاه زنخدان او افتاده است. در انتها، شاعر از این موضوع تعجب می‌کند که چگونه این چاه (زنخدان) در واقع در گوی دل او افتاده است، به‌عبارتی دیگر، عشق و دل‌باختگی به حدی عمیق است که محبوب بر قلب او سلطه پیدا کرده است.