شمارهٔ ۲ - در رثای شروانشاه اخستان اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / اشعار و قطعات پراکندهٔ دیگر / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
جمیع الناس غمگینٌ که شروان شاههم مرده است
وفات شاههم اکنون طرب من قلبهم برده است
بهذا الصرصر العاصف کزو شروان مشوّش شد
درخت القلبشان خشک و گل الارواح پژمرده است
زن و مرد بلد جمله لِاَجل تلخی موتش
خراشان وجه، گریان چشم، بریان قلب و آزرده است
اگر چه موته صعبٌ لهم الصّبر اولی تر
که انفاس همه خلقان علیهم یک یک اشمرده است
وگر باور نمیداری که ما قَد قلته صدقٌ
فقل لی ایُّ مکتوبٍ که اسمش مرگ نسترده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به mourning و غم مردم به خاطر مرگ شاه شروان اشاره میکند. حال و روز مردم در اثر این فقدان بسیار غمانگیز و پرآشوب است و به وضوح احساسات آنها، اعم از زنان و مردان، نشان داده شده است. درختان و گلها نیز از این غم تأثیر پذیرفته و پژمرده شدهاند. شاعر همچنین به سختی و دشواری مرگ اشاره دارد و تأکید میکند که تمامی انسانها از این فاجعه متاثر شدهاند. او از دیگران میخواهد تا اگر این احساسات را درک نمیکنند، از او بپرسند که آیا حقیقت مرگ را باور دارد یا خیر.