نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / اشعار و قطعات پراکندهٔ دیگر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بر زمین آن درخت چیست که او

همنژاد سرمناره بود

برو برگش زمرّد و لعل است

مگر اصلش زسنگ خاره بود

بر سر او نشسته مرغی سبز

سبز مرغی که مار خواره بود

همه آن مار میخور[د] کاو را

در دهان ماه یا ستاره بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف درختی می‌پردازد که به سرمناره شباهت دارد. برگ‌های آن به رنگ‌های زیبا و قیمتی مثل زمرد و لعل اشاره شده است و ریشه‌اش ممکن است در سنگ سخت باشد. همچنین، بر روی این درخت پرنده‌ای سبز نشسته که به نوعی با مار در ارتباط است، زیرا همه مارها را می‌خورد و در واقع، در دهان ماه یا ستاره‌ای قرار دارد. شاعری این تصویر را به زیبایی ترسیم کرده و به مفاهیم عمیق‌تری اشاره دارد.