نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - وله سترالله عیوبه اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز به جان فرا نرسی بی‌فروتنی

خواهی که او شوی تو، جدا گرد از منی

زنهار ! قصد کندن بیخ کسان مکن

زیرا که بیخ خویشتنست آنکه می‌کنی

نیکی کن، ای پسر تو، که نیکی به روزگار

سوی تو بازگردد، اگر در چه افگنی

دل در جهان مبند، که بی‌جرعه‌های زهر

کس شربتی نمی‌خورد، از دست او، هنی

امروز کار کن که جوانی و زورمند

فردا کجا توان؟ که شوی پیر و منحنی

تا کی من و جمال من و ملک و مال من؟

چندین هزار من که شد از قطره‌ای منی؟

سر برفراشتی که : به زور تهمتنم

ای زیردست آز، چه سود از تهمتنی؟

جز با دل شکسته ترا کار زار نیست

خود را نگاه دار، که بر قلب می‌زنی

کردی کلاه کژ، که : کمر بسته‌ام به سیم

ای سنگدل، چه سیم؟ که دربند آهنی

گر نیک بنگری،همه زندان روح تست

چون کرم پیله، بر تن خود هرچه می‌تنی

گر مرهم تو بر دل مردم بمنتست

بردار مرهمت، که نمک می‌پراگنی

مشکل بزاید از تو بسی خیر، از آنکه تو

چون مادر زمانه ز نیکی سترونی

از پند گفتن تو چه فرقست تا به نیش؟

از بهر آنکه تیزتر از فرق سوزنی

تا برزنی به کیسهٔ بازاریان یکی

روز دراز بر سر بازار و برزنی

از بهر لقمه‌ای، که نهندت به کام در

دیدم که : زخم‌دارتر از قعر هاونی

دانی حساب گندم خود جوبه جو ولی

«الحمد» را درست ندانی، ز کودنی

نادان به جز حکایت دنیا نمی‌کند

ناچار خود حکایت دنیا کند دنی

ای اوحدی، کسی بجزو نیست در جهان

درویش باش، تا غم کارت خورد غنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن در قالب شعر به نکات مهمی درباره فروتنی، نیکی و خودشناسی اشاره دارد. شاعر می‌گوید که انسان نمی‌تواند به مقام بلندی دست یابد مگر با تواضع. او هشدار می‌دهد که بیخ و ریشه خود را از دیگران جدا نکند، زیرا در واقع این کار به خود او آسیب می‌زند. نیکی به دیگران در نهایت به خود فرد بازمی‌گردد. شاعر همچنین به جوانی و قدرت اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که امروز باید کار کرد چون فردا پیر می‌شویم و توانایی انجام کارها را از دست می‌دهیم. او از خطرات سوء تفاهم و قضاوت‌های نابجا می‌گوید و تأکید می‌کند که هر کسی باید مراقب قلب و احساسات خود باشد. در نهایت، شاعر به نادانی و پیروی از اصول دنیوی اشاره می‌کند و می‌گوید که فقط با درایت و دیانت می‌توان از غم و اندوه رهایی یافت. او پیامش را به سماحت و بودن در کنار مردم برای کمک به یکدیگر می‌دهد.