قصاید — دیوان اشعار اوحدی مراغهای
فهرست شعرها
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - وله فیالموعظه — گر آن جهان طلبی، کار این جهان دریاب
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - وله سترالله عیوبه — چرخ گردان روشن از رای منست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - له فیالمناجات — راه گم کردم، چه باشد گر به راه آری مرا؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - وله روحالله روحه — مباش بندهٔ آن کز غم تو آزادست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - وله روحالله روحه — بر آستان در او کسی که راهش هست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - وله فیالطامات — ای دل، تویی و من، بنشین کژ، بگوی راست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - وله روح الله روحه — آن نفس را، که ناطقه گویند، بازیاب
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - فیمنقبت امیرالمؤمنین حسین بن علی بن ابیطالب رضیالله عنهما — این آسمان صدق و درو اختر صفاست؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فیبیان الحقایق — قومی که ره به عالم تحقیق میبرند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - وله روحهاللهروحه — لاف دانش میزنی، خود را نمیدانی چه سود؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - وله غفراللهله — چمن ز باد خزان زرد و زار خواهد ماند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - وله علیه الرحمه — نگفتمت که: منه دل برین خراب آباد؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - وله فیتقلب الاحوال — بس که بعد از تو خزانی و بهاری باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا نورالله قبره — مستان خواب را خبری از وصال نیست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - وله فی النصیحه — روزی قرار و قاعدهٔ ما دگر شود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - وله فیطلب الحقایق — این چرخ گرد گرد کواکب نگار چیست؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - وله فیالمناجات — گر گناهی کردم و دارم، خداوندا، ببخش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - وله طابالله ثراه — مردم نشسته فارغ و من در بلای دل
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - وله بردالله مضجعه — چو دیده کرد نظر، دل دراوفتاد چو دل
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - وله رحمةالله علیه — میان کار فروبند و کار راه بساز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - فیالموعظة و تخلصه فیالنعت و المناقب — دوش از نسیم گل دم عنبر به من رسید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - وله نورالله قبره — در پیرزن نگه کن و آن چرخ پرده گر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - وله بردالله مضجعه — زنهار خوارگان را زنهار خوار دار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - وله — سر پیوند ما ندارد یار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - وله نورالله قبره — مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گفتم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - وله غفرالله ذنوبه — بار بسیارست و راه دور در پیش، ای جوان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - وله نورالله مرقده — چو بد کنی و ندانی که : نیک نیست که کردی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - وله غفرالله ذنوبه — سرم خزینهٔ خوفست و دل سفینهٔ بیم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - وله فی شکایةالزمان — دلخسته همی باشم، زین ملک به هم رفته
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - وله فی فضیلة الصبح — چشم صاحب دولتان بیدار باشد صبحدم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - وله طابالله ثراه — ای صوفی سرد نارسیده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - وله روحه الله روحه — ای رنج ناکشیده، که میراث میخوری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - وله نورالله قبره — گریان در آخر شب، چون ابر نوبهاری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - وله سترالله عیوبه — ای روزهدار، اگر تو یک ریزه راز داری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - وله بردالله مضجعه — کردم اندیشه تاکنون باری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - وله علیه الرحمه — جهان به دست تو دادند، تا ثواب کنی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - وله سترالله عیوبه — هرگز به جان فرا نرسی بیفروتنی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - فی منقبة امیرالمؤمنین علیبنابیطالب کرم الله وجهه — بر کوفه و خاک علی، ای باد صبح ار بگذری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - وله نورالله قبره — عمر گذشت، ای دل شکسته، چه داری؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - وله نورالله قبره — گر بدینصورت، که هستی، صرف خواهد شد جوانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - وله غفرالله ذنوبه — اگر حقایق معنی به گوش جان شنوی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - وله ایضا — چرا پنهان شدی از من؟ تو با چندین هویدایی