نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - وله سترالله عیوبه اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چرخ گردان روشن از رای منست

دور گردون کار فرمای منست

گردن و گوش عروس نطق را

زین و زیب از نطق زیبای منست

غرهٔ روی معانی تا ابد

از سواد شعر غرای منست

در جهان کار سخن پرداختن

کسوتی بر قد و بالای منست

هیچ اگر ملک معانی گوهریست

زادهٔ طبع سخن زای منست

تا قیامت هر چه گوید دیگری

قطرهای موج دریای منست

با چنان رویی که دارد جرم ماه

خوشه چین خرمن رای منست

جنس و نقد گنج مکنونات غیب

سر به سر تاراج و یغمای منست

گر فرو مانم نگردم زیر دست

ور سرافرازم کرا پای منست؟

با تکاپوی چنین امروز چرخ

در اساس کار فردای منست

کی زمین را پیش من آبی بود؟

کاسمان هم باد پیمای منست

پادشاهان را نیارم در نظر

چون به درویشان تولای منست

گرچه در عالم ندارد هیچ جای

هر کجا رو آورم جای منست

قول من بر دشمنان تلخست، از آنک

مرگ ایشان در سخن‌های منست

از حسد داران ندارم هیچ باک

کایزد دارنده دارای منست

اوحدی نیز ار سوادی می‌کند

صورت نقش سویدای منست

همچو من گر لاف یکتایی زند

زیبدش، زیرا که همتای منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان ارزش و جایگاه کلام و سخن خود می‌پردازد و آن را به عنوان دلیلی بر عظمت خویش معرفی می‌کند. او می‌گوید که سخن او محور چرخش زندگی و دنیای اطرافش است و معانی عمیق شعرش همیشگی و جاودانه‌اند. شاعر اعتقاد دارد که تمامی آثار دیگران در نهایت تحت تأثیر سخنان او قرار دارد و زیبایی و عمق کلامش را به عنوان گنجینه‌ای از معانی و مفاهیم غنی معرفی می‌کند. او در این شعر به خود باوری و استقلال خود اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که هیچ کس نمی‌تواند او را تحت سلطه خود درآورد. همچنین به تبعید و محدودیت‌های اجتماعی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در هر کجا که باشد، هنوز می‌تواند بر جایگاه خود تأکید کند. در نهایت، او بدگویی‌ها و حسد دیگران را نادیده می‌گیرد و بر این باور است که الهام‌بخش او، یک قدرت بالاتر است.