غزل شمارهٔ ۱۰۸ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این باغ سراسر همه پر باد وزانست
جنبیدن این شاخ درخشان همه زانست
او را نتوان دید، که صورت نپذیرد
هر چند که صورتگر رخسار رزانست
بس رنگ بر آرد ز سر این خم پر از نیل
آن خواجه، که سر جملهٔ این رنگ رزانست
آن عقل، که بر هر غلط انگشت نهادی
در صنعت آن کار که انگشت گزانست
صد رنگ ببینیم درین باغ به سالی
کین چیست؟ بهار آمد و این چیست؟ خزانست
هر لحظه برون آید ازین صفه نباتی
کندر هوس او شکر انگشت گزانست
ای اوحدی، انگور خود از سایه نگهدار
تا غوره نماند، که شب میوه پزانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای طبیعت و تغییرات آن اشاره میکند. باغی که مملو از وزش باد و جنبش درختان است، نمادی از زندگی و تغییر است. و در حالی که زیبایی و رنگها در این باغ نمایان است، شاعر به عدم امکان دیدن حقیقت مطلق اشاره میکند. او همچنین به تداوم تغییر در فصلها و اثرات آن بر گیاهان و میوهها پرداخته و تأکید میکند که در این تغییرات، باید مراقب بود تا از نیکوییها و زیباییها غافل نشویم. شاعر در نهایت به خوددار بودن از شتابزدگی در زندگی و لذت بردن از لحظات اشاره میکند.