نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۳ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست

کندر پس این پرده پر از عربده ماهیست

بر صورت این پرده بزرگان شده حیران

وین خرده ندانسته که: در پرده چه شاهیست؟

این پرده به تلبیس کجا دور توان کرد؟

هر موی برین پرده جهانی و سپاهیست

ای آنکه درین پرده شما راست مجالی

زان پرده به در هیچ میابید، که چاهیست

این پرده نشین چیست؟ که ما را غرض امروز

بر صورت بی‌صورت این پرده نگاهیست

ای کوه بلا بر دل عشاق نهاده

آن پرده برانداز، که صد پرده به کاهیست

مطرب، تو بدین پرده که ما را بزدی راه

بنواز دگر باره، که خوش پرده و راهیست

آواز کسی راه در این پرده ندارد

هرگز،مگرآن نغمه که پشتی و پناهیست

زنهار!که تا دست طمع باز نگیری

از دامن این پرده، که پشتی و پناهیست

ای اوحدی، از در طلب خط نجاتی

روی از خط این پرده مپیچان، که گناهیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی پرده‌ای می‌پردازد که نماد جدایی و حجاب بین انسان و حقیقت‌های عمیق است. شاعر به زیبایی و پر معنای این پرده اشاره می‌کند و می‌گوید در پس این پرده، حقیقتی عمیق و مهیب نهفته است که انسان‌ها از آن غافل هستند. همچنین، به ناامیدی و درد عاشقان اشاره دارد که باید این پرده را کنار بزنند تا به حقیقت برسند. در نهایت، شاعر از خواننده می‌خواهد که از میل به دنیای مادی و طمع دوری کند و به سوی حقیقت بشتابد.