نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۵ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در خرابات عاشقان کوییست

وندرو خانهٔ پریروییست

طوق‌داران چشم آن ماهند

هر کجا بسته طاق ابروییست

به نفس چون نسیم جان بخشد

هر کرا از نسیم او بوییست

ورقی باز کردم از سخنش

زیر هر توی آن سخن توییست

من ازو دور و او به من نزدیک

پرده اندر میان من و اوییست

سوی او راهبر ندانم شد

تا مرا رخ به سایه و موییست

اوحدی، با کسی مگوی دگر

نام آن بت، که نازکش خوییست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی پرداخته است. شاعر از خرابات عاشقان و جذابیت معشوقه‌ای زیبا سخن می‌گوید که همه را به خود جلب می‌کند. او به چشم‌های زیبا و ابروهای قوس‌دار معشوقه اشاره کرده و به قدرت نفسی که جان می‌بخشد، اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که با وجود فاصله، معشوق در واقع به او نزدیک است و یک پرده میان آن‌ها قرار دارد. در نهایت، شاعر توصیه می‌کند که به غیر از عشق خود با کسی دیگری صحبت نکنند.