نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۷ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

اول فطرت که نقش صورت چین بسته‌اند

مهر رویت در میان جان شیرین بسته‌اند

زان نمکدان لب شیرین شورانگیز تو

دانهٔ خال سیه بر قرص سیمین بسته‌اند

تا کسی از باغ حسنت شاخ سنبل نشکند

زنگیان زلف تو بر ماه پرچین بسته‌اند

جز به چشم ترک مستت خون مردم کس نریخت

تا بنای کفر را در چین و ماچین بسته‌اند

عندلیبان چمن را تا کند زار و نزار

چاوشان چشم مستت بر گل آذین بسته‌اند

بر امید خواب مستی دوش بر طرف چمن

بلبلان بوستان از غنچه بالین بسته‌اند

تا نقاب از آفتاب طلعتت بر داشتند

اوحدی را خواب خوش از چشم غمگین بسته‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و تشبیهاتی زیبا از طبیعت و احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد. شاعر ابتدا به آفرینش و خلقت معشوق اشاره می‌کند که چهره‌اش در روح و جان عاشقان تأثیر عمیق دارد. سپس به زیبایی لبان او و تأثیر آن بر دیگران اشاره می‌کند. شاعر به نحوی بیان می‌کند که شوق و دل‌باختگی نسبت به معشوق باعث تدبیراتی در عالم هستی شده که به منظور حفظ زیبایی او است. در نهایت، شاعر حسرت و آرزوی خواب‌های خوش و دور از غم را دارد که به سمت زیبایی و عشق سوق می‌دهد. این شعر زبانی عاشقانه و غنایی دارد و حسرت و شوق را به زیبایی نمایش می‌دهد.