نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۷ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای غم عشق تو یار غار ما

جز غمت خود کس نزیبد یار ما

کار ما با غم حوالت کرده‌ای

نی، به این‌ها برنیاید کارما

در ازل جان دل به مهرت داد و این

تا ابد مهریست بر رخسار ما

ما همان اقرار اول می‌کنیم

گر دو گیتی می‌کنند انکار ما

ساقی، از رندان حریفی را بخوان

تا به می بفروشد این دستار ما

می بیار و خرقهٔ ما را بکن

تا ببیند مدعی زنار ما

علم نیک و بد چو جای دیگرست

این تفاوت چیست در پندار ما؟

زاهدان فردا چه گویندار خدای؟

سهل گیرد کار برخمار ما

تا رضای او نباشد، اوحدی

توبه بی‌کارست و استغفار ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به عواطف و درد ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر از غم عشق یار می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ‌کس به جز این غم نمی‌تواند یاری او باشد. او به رابطه‌اش با غم و عشق اشاره کرده و بیان می‌کند که محبت او ابدی است. شاعر همچنین به تردیدهایی که در مورد عشق و ایمان وجود دارد، می‌پردازد و به ساقی درخواست می‌کند تا به او و رندان می دهد. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که بدون رضایت خداوند، توبه و استغفار بی‌فایده هستند. شاعری با کنایه و بازی با کلمات به بررسی مفاهیم عشق، غم و معنویات پرداخته است.