نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۰ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو نام او همی گویی به نام خود قلم در کش

ورش دانسته‌ای، زنهار! خامش باش و دم درکش

ازآن بی‌چون و چند ار تو نشانی یافتی این جا

ز کوی چند و چون بگذر، زبان از بیش و کم در کش

فراغی گر همی خواهی، چراغی از وفا بر کن

به باغ آن پری نه روی و داغ آن صنم در کش

چو با زنار عشق او صبوحی کرد روح تو

دلت را خاجها بر رخ ز نیل درد و غم در کش

ز دست عشق شهر آشوب اگر دادی همیخواهی

سر آشفتهٔ خود را به پای آن علم درکش

چو در وصل می‌جویی در صحبت ببند اول

پس آنگه کشتی حاجت به دریای کرم درکش

ترا وقتی که او خواند، به راهی رو که او داند

چو رفتی دامن اخفا به آثار قدم درکش

از آن و این چه می‌لافی؟ طلب کن شربت شافی

ز کفر و دین می‌صافی، بیامیز و بهم در کش

به بوی جام یکرنگی، چو شد دور از تو دلتنگی

ازل را با ابد ضم کن، حدث را با قدم درکش

ز تلخ یار شیرین لب نشاید رخ ترش کردن

گرت جام شفا بخشند و کرکاس الم، در کش

اگر گوش تو می‌خواهد نوای خسروانیها

به بزم اوحدی آی و شراب از جام جم در کش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عمق عشق و پیوند روحانی اشاره دارد. شاعر ابتدا به شنونده توصیه می‌کند که در ذکر نام الهی یا معشوق، با دقت و حیا رفتار کند و از بیهوده‌گویی پرهیز کند. او به این نکته اشاره دارد که اگر در اینجا نشانه‌ای از عشق را یافته‌ای، باید از جزئیات بی‌فایده بگذری و به حقیقت عشق بپردازی. سپس شاعر می‌گوید برای دستیابی به آرامش و فراغت، باید به محبت و وفا روی آورد. او به زیبایی‌های عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که هنگام وصال باید با دلی آرام و خالی از غم، به سوی محبوب رفت. ایستایی و آشفته‌خویی در عشق را نمی‌پسندد و توصیه می‌کند که هر که در جستجوی عشق راستین است، باید به دنبال لذت‌های واقعی و خالص باشد. شاعر در ادامه می‌گوید برای رسیدن به حقیقت و عشق واقعی، از دروغ و تظاهر دوری کن و خود را به فنا برسان. در نهایت، او توصیف می‌کند که بهترین تجربیات و لذت‌ها فقط با درک و پذیرش عشق واقعی به دست می‌آید، و با اشاره به نوای زیبا و لذت‌های بهشتی، دعوت به شرکت در جشن عشق و زندگی می‌کند.