نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۵ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

دی ره می‌خانه باز یافته بودم

کار طرب را بساز یافته بودم

جمله به می‌دادم و به مطرب و ساقی

هر چه به عمری دراز یافته بودم

آنچه نه عشق تو بود و رندی و مستی

عین دروغ و مجاز یافته بودم

راه دل رازدار بسته زبان را

در حرم اهل راز یافته بودم

نه پدر و چار مادر و سه پسر را

پیش خود اندر نماز یافته بودم

با همه پستی بلند همت خود را

از دو جهان بی‌نیاز یافته بودم

سایهٔ دربان نگشت زحمت راهم

زانکه ز سلطان جواز یافته بودم

هر هوس و آرزو، که بود دلم را

در رخ آن دلنواز یافته بودم

در نظر اوحدی ز راه حقیقت

نه در افلاک باز یافته بودم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تجربه روحانی و درونی خود سخن می‌گوید. او به خانه‌ای می‌رسد که نشان‌دهنده‌ی شادی و خوشی است و در آنجا لذت‌ها و زیبایی‌ها را پیدا کرده است. او بیان می‌کند که همه چیز را در محبت و شادی یافته است، به جز عشق و مستی که به نوعی دروغ و فریب به نظر می‌رسند. شاعر همچنین از ارتباطی عمیق با رازها و حقایق زندگی سخن می‌گوید، جایی که در آن از تعلقات دنیوی مثل خانواده رها شده و توانسته با روح خود در ارتباط باشد. او به نوعی آزادی و بی‌نیازی از دنیا دست یافته و در دل خودش آرزوها و خواسته‌ها را می‌یابد. در نهایت، او از درک عمیق‌تری از حقیقت صحبت می‌کند که فراتر از عالم مادی است.