غزل شمارهٔ ۶۶۴ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
درین لشکر، که میبینی، سواری نیست غیر از تو
کسی دیگر درین عالم به کاری نیست غیر از تو
هر آن کس را که میدانی شماری برگرفت از خود
ولی زینها کسی خود در شماری نیست غیر از تو
درون پردهای، لیکن چو از ما پرده برگیرد
غم عشق تو ما را، پردهداری نیست غیر از تو
اگر غیری نظر بازی کند با صورت دیگر
مرا منظور در آفاق، باری، نیست غیر از تو
به روز خستگی خواهند مردم یاری از یاران
من دلخسته را امروز یاری نیست غیر از تو
چو غم دادی به غم خواران، نیابد کرد تقصیری
که در غم، عاشقان را غمگساری نیست غیر از تو
سگ تست اوحدی، جانا، نگاهی کن به حال او
کزین نخجیرگاه او را شکاری نیست غیر از تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به یک فرد خاص صحبت میکند. شاعر به تکیهگاه و یاریای که تنها در آن شخص میبیند اشاره میکند و بیان میکند که هیچ کس دیگری وجود ندارد که بتواند به او کمک کند یا جایگزینش شود. او احساس تنهایی و غم خود را که ناشی از عشقش است، ابراز کرده و تأکید میکند که در لحظات سخت و دشوار، تنها فردی که میتواند به او دلگرمی بدهد، همان معشوق است. در نهایت، شاعر به شدت به علاقه و نیاز خود به این فرد تاکید میکند و او را منحصر به فرد میداند.